اصطلاحات ورزشی انگلیسی | واژگان و عبارتهای کاربردی برای مسابقه، ورزش
- 1 مهم ترین اصطلاحات ورزشی انگلیسی
- 2 اصطلاحات عمومی مسابقه و رقابت
- 3 چطور درباره نتیجه مسابقه به انگلیسی صحبت کنیم؟
- 4 اصطلاحات انگلیسی که در گزارشهای ورزشی زیاد میشنوید
- 5 جملات انگلیسی برای صحبت درباره ورزش با دیگران
- 6 اصطلاحات مربوط به عملکرد بازیکنان و ورزشکاران
- 7 اصطلاحات ورزشی انگلیسی در فوتبال
- 8 اصطلاحات بسکتبال، تنیس و والیبال
- 9 اصطلاحات تنیس
- 10 اصطلاحات والیبال
- 11 اصطلاحات انگلیسی در باشگاه و تمرین
- 12 تفاوت اصطلاحات ورزشی که معمولا اشتباه میشوند
- 13 اصطلاحات ورزشی که در مکالمه روزمره انگلیسی استفاده میشوند
- 14 اصطلاحات انگلیسی برای تشویق و واکنش هنگام مسابقه
- 15 سخن آخر
اگر مسابقههای ورزشی را به زبان انگلیسی دنبال میکنید، با دوستانتان درباره ورزش حرف میزنید یا محتوای ورزشی انگلیسی میبینید، فقط دانستن کلماتی مثل player، team و coach کافی نیست. در گزارشهای ورزشی و مکالمات واقعی، عبارتهایی مثل take the lead، make a comeback، clean sheet یا personal best مرتب استفاده میشوند.
بخشی از اصطلاحات انگلیسی حتی ریشه ورزشی دارند اما امروزه خارج از زمین مسابقه هم استفاده میشوند. برای مثال The ball is in your court در یک مکالمه روزمره یعنی تصمیم یا حرکت بعدی بر عهده توست.
در این مقاله اصطلاحات ورزشی را بر اساس موقعیت استفاده یاد میگیریم؛ از نتیجه مسابقه و گزارش ورزشی گرفته تا فوتبال، بسکتبال، تنیس، باشگاه و اصطلاحاتی که وارد مکالمات روزمره شدهاند.
مهم ترین اصطلاحات ورزشی انگلیسی
اگر میخواهید ابتدا با کلمات پایه آشنا شوید، این موارد بیشتر از بقیه در گفتگوها و محتوای ورزشی دیده میشوند.
اصطلاحات عمومی مسابقه و رقابت
این کلمات تقریبا در بیشتر رشتههای ورزشی به کار میآیند.
Match
مسابقه
Did you watch the match last night?
مسابقه دیشب را دیدی؟
Score
نتیجه یا امتیاز مسابقه
What’s the score?
نتیجه چند چند است؟
Opponent
حریف
They’re facing a strong opponent tonight.
امشب مقابل حریف قدرتمندی قرار میگیرند.
Teammate
همتیمی
She passed the ball to her teammate.
او توپ را به همتیمیاش پاس داد.
Referee
داور
The referee stopped the game.
داور بازی را متوقف کرد.
Substitute
بازیکن تعویضی
He came on as a substitute in the second half.
او در نیمه دوم به عنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شد.
Championship
قهرمانی یا رقابت قهرمانی
They won the championship last season.
آنها فصل گذشته قهرمان شدند.
Qualify
صعود کردن یا واجد شرایط شدن
The team qualified for the final.
تیم به فینال صعود کرد.
چطور درباره نتیجه مسابقه به انگلیسی صحبت کنیم؟
یکی از کاربردیترین بخشهای زبان ورزشی، توضیح نتیجه مسابقه است.
بردن مسابقه
They won 3–1.
آنها سه بر یک بردند.
یا:
They won the match.
آنها مسابقه را بردند.
باختن
They lost 2–0.
آنها دو بر صفر باختند.
مساوی شدن
The match ended in a draw.
مسابقه با نتیجه مساوی تمام شد.
یا در انگلیسی آمریکایی در بعضی ورزشها:
The game ended in a tie.
بازی مساوی تمام شد.
برد بعد از عقب افتادن
They came from behind to win 2–1.
آنها بعد از عقب افتادن، برگشتند و دو بر یک بردند.
برد در ضربات پنالتی
They won on penalties.
آنها در ضربات پنالتی پیروز شدند.
حذف شدن
They were knocked out in the quarter-final.
آنها در مرحله یک چهارم نهایی حذف شدند.
صعود کردن
They qualified for the semi-final.
آنها به نیمه نهایی صعود کردند.
اصطلاحات انگلیسی که در گزارشهای ورزشی زیاد میشنوید
اگر فوتبال، بسکتبال، تنیس یا اخبار ورزشی انگلیسی دنبال کنید، این عبارتها زیاد تکرار میشوند.
Take the lead
جلو افتادن در نتیجه
Liverpool took the lead in the 30th minute.
لیورپول در دقیقه ۳۰ جلو افتاد.
Equalize
مساوی کردن نتیجه
They equalized just before half-time.
آنها درست قبل از پایان نیمه اول بازی را مساوی کردند.
Score an equalizer
گل یا امتیاز مساویکننده زدن
He scored the equalizer in the 85th minute.
او در دقیقه ۸۵ گل مساوی را زد.
Make a comeback
جبران نتیجه و بازگشت به مسابقه
The team made an incredible comeback.
تیم بازگشت فوقالعادهای داشت.
Dominate the game
کنترل و برتری داشتن در مسابقه
They dominated the game from start to finish.
آنها از ابتدا تا انتهای مسابقه برتری داشتند.
Secure a victory
پیروزی را قطعی کردن
The late goal secured the victory.
گل دیرهنگام پیروزی را قطعی کرد.
Break a record
شکستن رکورد
She broke the national record.
او رکورد ملی را شکست.
Set a new record
ثبت رکورد جدید
He set a new world record.
او رکورد جهانی جدیدی ثبت کرد.
Personal best
بهترین رکورد شخصی
She achieved a new personal best.
او بهترین رکورد شخصی جدیدی ثبت کرد.
جملات انگلیسی برای صحبت درباره ورزش با دیگران
اگر بخواهید با یک انگلیسیزبان درباره ورزش صحبت کنید، این عبارتها کاربرد بیشتری از کلمات تخصصی دارند.
What sports are you into?
به چه ورزشهایی علاقه داری؟
be into something یعنی به چیزی علاقه داشتن.
Which team do you support?
طرفدار کدام تیم هستی؟
Who are you rooting for?
طرفدار چه کسی یا چه تیمی هستی؟
I’m rooting for Spain.
من طرفدار اسپانیا هستم.
Did you watch the game last night?
بازی دیشب را دیدی؟
What was the score?
نتیجه چند چند شد؟
They played really well
خیلی خوب بازی کردند.
They deserved to win
حقشان بود برنده شوند.
That was a close game
بازی خیلی نزدیک بود.
یعنی اختلاف دو تیم کم بوده و نتیجه تا پایان مشخص نبوده است.
What a comeback!
چه بازگشتی!
برای زمانی که تیم یا بازیکن بعد از عقب بودن نتیجه را جبران میکند.
It could have gone either way
هر کدام از دو طرف میتوانست برنده شود.
این جمله برای مسابقههای خیلی نزدیک مناسب است.
اصطلاحات مربوط به عملکرد بازیکنان و ورزشکاران
In form
آماده و در فرم خوب بودن
She’s been in great form this season.
او این فصل فرم خیلی خوبی داشته است.
Out of form
افت عملکرد داشتن
The striker has been out of form recently.
مهاجم اخیرا از فرم خوبش خارج شده است.
Injured
مصدوم
He won’t play because he’s injured.
او به دلیل مصدومیت بازی نمیکند.
Suspended
محروم
The player is suspended for the next match.
بازیکن برای مسابقه بعدی محروم است.
Captain
کاپیتان
She’s the captain of the national team.
او کاپیتان تیم ملی است.
Top scorer
بهترین گلزن یا امتیازآور
He’s the league’s top scorer.
او بهترین گلزن لیگ است.
Starter
بازیکنی که از ابتدای مسابقه بازی میکند.
He wasn’t a starter in the last match.
او در مسابقه قبلی در ترکیب اصلی نبود.
اصطلاحات ورزشی انگلیسی در فوتبال
فوتبال واژگان تخصصی زیادی دارد، اما برای فهم بیشتر مسابقات و گزارشها همین اصطلاحات اصلی اهمیت بیشتری دارند.
Offside
آفساید
The goal was ruled out for offside.
گل به دلیل آفساید مردود شد.
Penalty
پنالتی
The referee awarded a penalty.
داور یک پنالتی اعلام کرد.
Free kick
ضربه آزاد
They scored from a free kick.
آنها از روی ضربه آزاد گل زدند.
Corner
ضربه کرنر
They won a corner in the final minute.
آنها در دقیقه آخر کرنر گرفتند.
Own goal
گل به خودی
The defender scored an own goal.
مدافع گل به خودی زد.
Assist
پاس گل
He provided two assists.
او دو پاس گل داد.
Clean sheet
بازی بدون دریافت گل
The goalkeeper kept a clean sheet.
دروازهبان دروازهاش را بسته نگه داشت و گل نخورد.
Hat-trick
سه گل توسط یک بازیکن در یک مسابقه
She scored a hat-trick.
او هتتریک کرد.
Extra time
وقت اضافه
The match went into extra time.
مسابقه وارد وقت اضافه شد.
Injury time
وقت تلف شده یا زمان اضافه شده در پایان نیمه
They scored in injury time.
آنها در وقتهای تلف شده گل زدند.
Possession
مالکیت توپ
They had 65% possession.
آنها ۶۵ درصد مالکیت توپ داشتند.
Counterattack
ضدحمله
They scored on the counterattack.
آنها روی ضدحمله گل زدند.
اصطلاحات بسکتبال، تنیس و والیبال
برای اینکه مقاله فقط روی فوتبال متمرکز نباشد، چند اصطلاح مهم سه ورزش پرطرفدار دیگر را هم بررسی کنیم.
اصطلاحات بسکتبال
Free throw
پرتاب آزاد
Three-pointer
پرتاب سه امتیازی
Rebound
گرفتن توپ برگشتی
Steal
توپربایی
Slam dunk
دانک قدرتمند
مثال:
He hit a three-pointer in the final seconds.
او در ثانیههای پایانی یک پرتاب سه امتیازی موفق داشت.
اصطلاحات تنیس
Serve
سرویس
Ace
سرویسی که حریف نمیتواند به آن ضربه بزند
Double fault
دو خطای متوالی در سرویس
Tie-break
تایبریک
Match point
امتیازی که میتواند مسابقه را تمام کند
مثال:
She saved two match points.
او دو امتیاز مسابقه را نجات داد.
اصطلاحات والیبال
Serve
سرویس
Spike
آبشار
Block
دفاع روی تور
Dig
دفاع و دریافت توپ حمله حریف
Set point
امتیازی که میتواند ست را تمام کند
مثال:
They won the set with a powerful spike.
آنها با یک آبشار قدرتمند ست را بردند.
اصطلاحات انگلیسی در باشگاه و تمرین
اگر برنامههای تمرینی انگلیسی میخوانید یا در یک باشگاه انگلیسیزبان ورزش میکنید، این واژهها زیاد استفاده میشوند.
Workout
یک جلسه یا برنامه تمرینی
I had a great workout this morning.
امروز صبح تمرین خیلی خوبی داشتم.
Set
ست تمرینی
Do three sets of ten reps.
سه ست ده تکراری انجام بده.
Rep
مخفف repetition و به معنی یک تکرار حرکت است.
Do 12 reps.
۱۲ تکرار انجام بده.
Warm-up
گرم کردن قبل از تمرین
Always warm up before exercising.
همیشه قبل از ورزش گرم کن.
Cool-down
فعالیت سبک بعد از تمرین برای بازگشت تدریجی بدن به حالت عادی
Cardio
تمرینات هوازی
Strength training
تمرین قدرتی
Personal trainer
مربی شخصی
Rest day
روز استراحت
Tomorrow is my rest day.
فردا روز استراحتم است.
تفاوت اصطلاحات ورزشی که معمولا اشتباه میشوند
بعضی کلمات معنی نزدیکی دارند، اما دقیقا یکسان استفاده نمیشوند.
Match و Game
هر دو میتوانند به معنی مسابقه باشند.
Match در ورزشهایی مثل فوتبال و تنیس بسیار رایج است:
a football match
اما Game در ورزشهایی مثل بسکتبال و بیسبال و همچنین در انگلیسی آمریکایی بسیار رایج است:
a basketball game
Win و Beat
Win برای چیزی که برنده میشوید استفاده میشود:
We won the match.
ما مسابقه را بردیم.
اما Beat قبل از فرد یا تیمی میآید که شکست دادهاید:
We beat them 2–0.
ما آنها را دو بر صفر شکست دادیم.
We won them.
درست نیست.
Coach و Trainer
Coach معمولا فردی است که ورزشکار یا تیم را هدایت میکند.
Trainer میتواند فردی باشد که بیشتر روی تمرین و آمادگی بدنی کار میکند.
در باشگاه، personal trainer بسیار رایج است.
Player و Athlete
Player معمولا برای فردی استفاده میشود که یک بازی یا ورزش مشخص را انجام میدهد:
football player
Athlete مفهوم گستردهتری دارد و برای ورزشکار استفاده میشود.
Score و Point
Score میتواند نتیجه کلی مسابقه باشد:
The score is 2–1.
Point یک واحد امتیاز است:
She won the first point.
Draw و Tie
هر دو به نتیجه مساوی اشاره میکنند.
Draw در انگلیسی بریتانیایی و ورزشهایی مثل فوتبال رایجتر است.
Tie در انگلیسی آمریکایی کاربرد بیشتری دارد.
Exercise، Workout و Training
Exercise میتواند یک حرکت یا فعالیت ورزشی باشد.
This is a good exercise for your back.
Workout معمولا یک جلسه تمرینی است.
I had a 45-minute workout.
Training فرایند منظم تمرین برای بهتر شدن در یک ورزش یا مهارت است.
The team has training every morning.
اصطلاحات ورزشی که در مکالمه روزمره انگلیسی استفاده میشوند
بعضی از جذابترین اصطلاحات انگلیسی از ورزش وارد مکالمات روزمره شدهاند. در این موارد، معنی جمله دیگر لزوما ارتباط مستقیمی با ورزش ندارد.
The ball is in your court
معنی تحتاللفظی:
توپ در زمین توست.
معنی در مکالمه:
حالا تصمیم یا حرکت بعدی با توست.
I’ve made my offer. Now the ball is in your court.
من پیشنهادم را دادم. حالا تصمیم با توست.
Drop the ball
در ورزش:
توپ را از دست دادن.
در مکالمه:
اشتباه کردن یا مسئولیتی را درست انجام ندادن.
I really dropped the ball on that project.
من واقعا در آن پروژه اشتباه کردم.
Keep your eye on the ball
معنی:
تمرکزت را روی موضوع اصلی نگه دار.
We need to keep our eye on the ball and finish this on time.
باید تمرکزمان را حفظ کنیم و کار را به موقع تمام کنیم.
Jump the gun
یعنی قبل از زمان مناسب کاری را شروع کردن یا عجله کردن.
Don’t jump the gun. We haven’t made a final decision yet.
عجله نکن. هنوز تصمیم نهایی نگرفتهایم.
Hit it out of the park
در اصل از بیسبال آمده است.
در مکالمه یعنی کاری را فوقالعاده انجام دادن.
You really hit it out of the park with that presentation.
آن ارائه را فوقالعاده انجام دادی.
Throw in the towel
در اصل از بوکس آمده است.
یعنی تسلیم شدن.
We’re not ready to throw in the towel yet.
هنوز آماده تسلیم شدن نیستیم.
Game changer
چیزی که شرایط را به شکل قابل توجهی تغییر میدهد.
This technology could be a game changer.
این فناوری میتواند شرایط را کاملا تغییر دهد.
On the ball
یعنی حواسجمع، سریع و مسلط بودن.
She’s really on the ball today.
امروز واقعا حواسجمع و آماده است.
Long shot
چیزی که احتمال موفقیت آن کم است.
It’s a long shot, but it’s worth trying.
احتمالش کم است، اما ارزش امتحان کردن دارد.
اصطلاحات انگلیسی برای تشویق و واکنش هنگام مسابقه
برای تماشای مسابقه با دیگران هم چند عبارت ساده بسیار کاربردی هستند.
Come on!
بجنب! / بزن بریم
Keep going!
!ادامه بده
What a goal!
!چه گلی
Great save!
!چه مهار خوبی
Nice shot!
!چه ضربه خوبی
Well played!
!خوب بازی کردی
That was close!
!خیلی نزدیک بود
What a game!
!عجب مسابقهای
سخن آخر
برای یادگیری اصطلاحات ورزشی انگلیسی لازم نیست واژگان تخصصی تمام رشتههای ورزشی را حفظ کنید. اگر بتوانید درباره نتیجه یک مسابقه صحبت کنید، اصطلاحات رایج گزارشهای ورزشی را بفهمید و چند کلمه اصلی ورزش موردعلاقه خودتان را بشناسید، بخش بزرگی از نیازتان پوشش داده میشود.
بعد از آن، اصطلاحاتی مثل The ball is in your court، drop the ball یا game changer ارزش بیشتری پیدا میکنند؛ چون نه فقط در ورزش، بلکه در گفتگوهای روزمره انگلیسی هم استفاده میشوند.
سوالات متداول درباره اصطلاحات ورزشی انگلیسی
مسابقه به انگلیسی Match است یا Game؟
هر دو میتوانند به معنی مسابقه باشند. Match در فوتبال و تنیس بسیار رایج است، در حالی که Game در ورزشهایی مثل بسکتبال و بیسبال و در انگلیسی آمریکایی بیشتر شنیده میشود.
بردن مسابقه به انگلیسی چگونه گفته میشود؟
برای بردن مسابقه از win استفاده میشود:
They won the match.
اما برای شکست دادن یک حریف از beat استفاده میکنیم:
They beat Spain 2–1.
مساوی شدن مسابقه به انگلیسی چه میشود؟
میتوانید بگویید:
The match ended in a draw.
در بعضی موقعیتها، مخصوصا در انگلیسی آمریکایی، tie نیز استفاده میشود.
Hat-trick یعنی چه؟
در فوتبال، Hat-trick یعنی یک بازیکن در یک مسابقه سه گل به ثمر برساند.
Clean sheet یعنی چه؟
Clean sheet یعنی یک تیم یا دروازهبان مسابقه را بدون دریافت گل تمام کند.
The ball is in your court یعنی چه؟
این اصطلاح در مکالمه روزمره یعنی تصمیم یا حرکت بعدی بر عهده توست.
Workout و Exercise چه تفاوتی دارند؟
Exercise میتواند یک حرکت یا فعالیت ورزشی باشد، در حالی که Workout معمولا به یک جلسه کامل تمرینی اشاره میکند.
Comeback در ورزش یعنی چه؟
Comeback زمانی استفاده میشود که تیم یا ورزشکاری بعد از عقب افتادن، دوباره به مسابقه برگردد و نتیجه را جبران کند.
چطور گزارش ورزشی انگلیسی را بهتر بفهمیم؟
ابتدا عبارتهای پرتکراری مثل take the lead، equalize، make a comeback و qualify را یاد بگیرید. بعد گزارشهای کوتاه مسابقات را ببینید و عبارتهای تکرارشونده را در جمله یادداشت کنید.






