مذاکره به انگلیسی | از شروع گفتگو تا رسیدن به توافق
- 1 مسیر مذاکره انگلیسی
- 2 آمادگی قبل از شروع مذاکره
- 3 مرحله اول: شروع مذاکره و فهمیدن خواسته طرف مقابل
- 4 مرحله دوم: پیشنهاد دادن و پاسخ به پیشنهاد
- 5 مرحله سوم: وقتی پیشنهاد اولیه مناسب نیست
- 6 مرحله چهارم: مدیریت موقعیت های سخت مذاکره
- 7 مرحله پنجم: رسیدن به توافق یا پایان مذاکره
- 8 لحن حرفه ای در مذاکره انگلیسی
- 9 عبارت های نرم کننده
- 10 سخن آخر
- 11 سوالات متداول درباره مذاکره به انگلیسی
مذاکره به انگلیسی Negotiation و مذاکره کردن Negotiate است. اما در یک مذاکره واقعی فقط دانستن این دو کلمه کافی نیست. باید بتوانید گفتگو را شروع کنید، خواسته طرف مقابل را بفهمید، پیشنهاد خودتان را مطرح کنید، روی قیمت یا شرایط مذاکره کنید، مخالفت را بدون ایجاد تنش بیان کنید و در پایان دقیقا مشخص کنید روی چه چیزی توافق شده است.
مسیر بیشتر مذاکره های انگلیسی تقریبا همین است:
- شروع گفتگو
- شناخت خواسته ها
- پیشنهاد
- بررسی و تغییر شرایط
- توافق یا پایان محترمانه مذاکره
مهم ترین جملات مذاکره به انگلیسی در یک نگاه
اگر قرار است به زودی وارد یک تماس یا جلسه شوید، این جمله ها هسته اصلی یک مذاکره را پوشش می دهند.
مسیر مذاکره انگلیسی
یک مذاکره را می توان به چند مرحله ساده تقسیم کرد:
- Prepare
- Open
- Explore
- Offer
- Negotiate
- Agree
- Confirm
یعنی:
- قبل از گفتگو محدوده خودتان را مشخص کنید.
- موضوع مذاکره را روشن کنید.
- بفهمید طرف مقابل چه می خواهد.
- پیشنهاد خودتان را مطرح کنید.
- روی شرایطی که مورد اختلاف است مذاکره کنید.
- به توافق برسید یا مذاکره را محترمانه تمام کنید.
- نتیجه نهایی را دوباره تایید کنید.
این ترتیب مهم است. اگر قبل از فهمیدن نیاز طرف مقابل خیلی سریع وارد قیمت یا تخفیف شوید، ممکن است بخشی از فضای مذاکره را بدون دلیل از دست بدهید.
آمادگی قبل از شروع مذاکره
چهار مورد را قبل از گفتگو برای خودتان مشخص کنید تا هنگام صحبت به انگلیسی مردد نباشید.
مثلا ممکن است قیمت پروژه برای شما انعطاف کمی داشته باشد، اما بتوانید روی زمان تحویل یا تعداد خدمات تغییر ایجاد کنید.
وقتی این موارد از قبل مشخص باشند، وسط مذاکره مجبور نیستید هر پیشنهاد را همان لحظه از صفر ارزیابی کنید.
مرحله اول: شروع مذاکره و فهمیدن خواسته طرف مقابل
شروع مذاکره به انگلیسی
اولین جمله بهتر است روشن کند قرار است درباره چه چیزی صحبت شود.
شروع خنثی و حرفه ای
I’d like to discuss a few points regarding the proposal.
می خواهم درباره چند مورد از این پیشنهاد صحبت کنیم.
ورود به شرایط قرارداد
Perhaps we could go over the terms first.
شاید بهتر باشد ابتدا شرایط را مرور کنیم.
ورود مستقیم به یک موضوع
Can we talk about the pricing for a moment?
می توانیم کمی درباره قیمت صحبت کنیم؟
شروع رسمی تر
I’d like to discuss the terms of our agreement before we move forward.
می خواهم قبل از ادامه کار درباره شرایط توافق صحبت کنیم.
شروع حرفه ای لزوما به معنی استفاده از جمله های پیچیده نیست. یک جمله کوتاه که موضوع را مشخص کند معمولا طبیعی تر است.
فهمیدن اولویت طرف مقابل
بعد از شروع گفتگو، قبل از ارائه پیشنهاد خودتان چند سوال بپرسید.
فهمیدن اولویت اصلی
What’s your main priority here?
اولویت اصلی شما در این موضوع چیست؟
فهمیدن بخش مهم پیشنهاد
Which part of the proposal is most important to you?
کدام بخش پیشنهاد برای شما مهم تر است؟
سوال درباره بودجه
Do you have a specific budget in mind?
بودجه مشخصی در نظر دارید؟
سوال درباره زمان
What kind of timeline are you working with?
چه بازه زمانی مدنظر شماست؟
فهمیدن میزان انعطاف
How much flexibility do you have on the delivery date?
در تاریخ تحویل چقدر امکان انعطاف دارید؟
این سوال ها ممکن است نشان دهند موضوع اصلی طرف مقابل اصلا قیمت نیست. گاهی Deadline، شرایط پرداخت یا حجم خدمات برای او مهم تر است.
بیان خواسته خودتان
بعد از اینکه موضع طرف مقابل روشن تر شد، می توانید خواسته خودتان را مطرح کنید.
بیان مستقیم
What we had in mind was a six-month contract.
چیزی که مدنظر ما بود یک قرارداد شش ماهه است.
بیان نرم تر
We were hoping for a slightly longer payment period.
امیدوار بودیم مهلت پرداخت کمی طولانی تر باشد.
بیان ترجیح
Our preference would be to start in October.
ترجیح ما این است که از اکتبر شروع کنیم.
بیان نیاز اصلی
What we really need is more flexibility on the deadline.
چیزی که واقعا نیاز داریم انعطاف بیشتر در زمان تحویل است.
We were hoping for… معمولا از We want… نرم تر است، بدون اینکه خواسته شما مبهم شود.
مرحله دوم: پیشنهاد دادن و پاسخ به پیشنهاد
ارائه پیشنهاد
در یک مذاکره ممکن است پیشنهاد اولیه، پیشنهاد جایگزین یا پیشنهاد مشروط داشته باشید.
پیشنهاد مستقیم
We’d like to propose a six-month agreement.
می خواهیم یک قرارداد شش ماهه پیشنهاد کنیم.
پیشنهاد نرم تر
Would you be open to a different payment schedule?
آیا امکان بررسی برنامه پرداخت متفاوت وجود دارد؟
معرفی گزینه دوم
Another option would be to reduce the scope of the project.
گزینه دیگر این است که دامنه پروژه را کمتر کنیم.
پیشنهاد مشروط
If you can confirm the order this week, we can offer a lower rate.
اگر بتوانید سفارش را این هفته تایید کنید، می توانیم قیمت پایین تری ارائه دهیم.
در پیشنهاد دادن به انگلیسی انتخاب ساختار جمله به میزان مستقیم بودن شما بستگی دارد؛ We’d like to propose روشن و حرفه ای است، در حالی که Would you be open to…? فضای بیشتری برای بررسی پیشنهاد به طرف مقابل می دهد.
پاسخ به پیشنهاد طرف مقابل
بعد از شنیدن یک پیشنهاد سه حالت اصلی دارید.
قبول کامل
That works for us.
این شرایط برای ما مناسب است.
That sounds reasonable.
منطقی به نظر می رسد.
قبول همراه با شرط
We could agree to that if the delivery date stays the same.
اگر تاریخ تحویل همان باشد می توانیم با این شرایط موافقت کنیم.
رد همراه با جایگزین
I’m not sure that would work for us, but we could consider a shorter contract.
فکر نمی کنم این شرایط برای ما مناسب باشد، اما می توانیم قرارداد کوتاه تری را بررسی کنیم.
در موافقت و مخالفت به انگلیسی بهتر است فقط به Yes و No محدود نشوید. مخصوصا در مذاکره، مخالفتی که یک مسیر جایگزین باز می گذارد معمولا گفتگو را بهتر جلو می برد.
مرحله سوم: وقتی پیشنهاد اولیه مناسب نیست
اینجا بخش اصلی مذاکره شروع می شود. پیشنهاد اولیه مطرح شده، اما یک یا چند بخش آن برای شما مناسب نیست.
در این شرایط چهار ابزار اصلی دارید:
- Counteroffer : پیشنهاد متقابل
- Concession :امتیاز دادن یا کوتاه آمدن
- Condition : شرط یا محدودیت پیشنهادی
- Alternative : گزینه جایگزین
پیشنهاد متقابل یا Counteroffer
Counteroffer یعنی به جای رد کامل پیشنهاد، شرایط دیگری مطرح کنید.
پیشنهاد عدد متفاوت
Would you consider $4,500 instead?
آیا 4,500 دلار را در نظر می گیرید؟
تغییر مدت قرارداد
What if we started with a six-month contract instead?
اگر به جای آن با قرارداد شش ماهه شروع کنیم چطور؟
رسیدن به نقطه میانی
Could we meet somewhere in the middle?
می توانیم روی یک نقطه میانی به توافق برسیم؟
تغییر یک بخش از پیشنهاد
Would you consider keeping the price but extending the payment period?
آیا امکان دارد قیمت همان باشد اما مهلت پرداخت بیشتر شود؟
امتیاز دادن با شرط
در مذاکره بهتر است هر امتیازی را بدون فکر و یک طرفه ندهید.
یکی از کاربردی ترین ساختارها:
If you can…, we can…
مثلا:
If you can pay 50% upfront, we can reduce the total price.
اگر بتوانید 50 درصد را ابتدا پرداخت کنید، می توانیم قیمت کل را کاهش دهیم.
یا:
If you can extend the deadline, we can include the additional revisions.
اگر بتوانید زمان تحویل را بیشتر کنید، می توانیم اصلاحات اضافه را هم انجام دهیم.
ساختارهای دیگری هم کاربرد دارند:
provided that
as long as
مثلا:
We could reduce the price by 5%, provided that the order quantity stays the same.
می توانیم قیمت را 5 درصد کاهش دهیم، به شرط اینکه تعداد سفارش تغییر نکند.
مذاکره درباره قیمت
بحث قیمت یکی از رایج ترین بخش های مذاکره است، اما لازم نیست درخواست شما از ابتدا شکل «تخفیف بدهید» داشته باشد.
بیان اینکه قیمت بالا است
The price is slightly above our budget.
قیمت کمی بالاتر از بودجه ماست.
پرسیدن درباره انعطاف
Is there any flexibility on the price?
در مورد قیمت امکان انعطاف وجود دارد؟
درخواست بهترین پیشنهاد
What’s the best you could do on the price?
بهترین قیمتی که می توانید ارائه دهید چقدر است؟
مشخص کردن سقف
We wouldn’t be able to go above $3,000.
امکان پرداخت بیشتر از 3,000 دلار را نداریم.
تغییر موضوع مذاکره از قیمت به شرایط دیگر
If the price is fixed, could we look at the payment terms instead?
اگر قیمت ثابت است، می توانیم شرایط پرداخت را بررسی کنیم؟
در چانه زدن به انگلیسی فقط عدد نهایی مطرح نیست؛ حجم خرید، زمان پرداخت، خدمات اضافه یا تعداد سفارش هم می توانند بخشی از معامله باشند.
مذاکره درباره زمان تحویل
اگر زمان مسئله اصلی است:
Would it be possible to move the deadline to the end of the month?
امکان دارد زمان تحویل را تا پایان ماه تغییر دهیم؟
We’d need at least two additional weeks.
حداقل به دو هفته زمان اضافه نیاز داریم.
Could you deliver the first phase earlier?
می توانید مرحله اول را زودتر تحویل دهید؟
That timeline would be difficult for us.
این زمان بندی برای ما دشوار است.
مذاکره درباره شرایط پرداخت
پرسیدن شرایط معمول
What are your standard payment terms?
شرایط معمول پرداخت شما چیست؟
پرداخت اقساطی
Would you accept payment in two installments?
پرداخت در دو قسط را قبول می کنید؟
افزایش مهلت
Could we extend the payment period to 30 days?
می توانیم مهلت پرداخت را به 30 روز افزایش دهیم؟
پیش پرداخت
We’d require a 30% deposit upfront.
ما به 30 درصد پیش پرداخت نیاز داریم.
مذاکره درباره Scope یا دامنه کار
در پروژه های خدماتی و فریلنسری، گاهی به جای قیمت باید روی حجم کار مذاکره کنید.
That would be outside the current scope of the project.
این مورد خارج از دامنه فعلی پروژه است.
We can include that, but it would affect the price.
می توانیم آن را اضافه کنیم، اما روی قیمت تاثیر می گذارد.
Could we reduce the scope to stay within budget?
می توانیم دامنه کار را کمتر کنیم تا داخل بودجه بمانیم؟
وقتی مذاکره مربوط به قرارداد، تامین کالا، شرایط پرداخت یا تعهدات دو شرکت باشد، زبان مورد استفاده در مذاکره تجاری به انگلیسی معمولا دقیق تر می شود، چون هر ابهام می تواند روی تعهدات دو طرف اثر بگذارد.
مرحله چهارم: مدیریت موقعیت های سخت مذاکره
بعضی وقت ها نه می توانید پیشنهاد را قبول کنید و نه آماده رد کردن آن هستید. ممکن است اطلاعات کافی نداشته باشید، زمان بخواهید یا به خط قرمز خودتان رسیده باشید.
درخواست توضیح بیشتر
اگر چیزی مبهم است، قبل از مخالفت از طرف مقابل بخواهید توضیح دهد.
روشن کردن منظور
Could you clarify what you mean by “full support”?
می توانید توضیح دهید منظورتان از پشتیبانی کامل چیست؟
تایید برداشت
Just to make sure I understand, you’re asking for delivery by Friday, correct?
فقط برای اینکه مطمئن شوم درست فهمیده ام، شما تحویل تا جمعه را می خواهید، درست است؟
روشن کردن یک اصطلاح
When you say “revision”, do you mean a complete redesign?
وقتی می گویید Revision، منظورتان طراحی کامل مجدد است؟
درخواست توضیح بیشتر
Could you elaborate on that point?
می توانید درباره آن مورد بیشتر توضیح دهید؟
یک سوال کوتاه در این مرحله می تواند جلوی اختلاف بزرگی را در ادامه بگیرد.
زمان گرفتن برای تصمیم
قرار نیست همان لحظه به هر پیشنهاد پاسخ قطعی بدهید.
زمان برای بررسی
I’d like some time to think that over.
می خواهم کمی درباره آن فکر کنم.
بررسی با تیم
Let me discuss this with my team first.
اجازه بدهید ابتدا این موضوع را با تیمم بررسی کنم.
تعیین زمان پاسخ
Could I get back to you tomorrow afternoon?
می توانم فردا بعدازظهر پاسخ بدهم؟
آماده نبودن برای تعهد
I’m not ready to commit to that yet.
هنوز آماده نیستم این موضوع را قطعی کنم.
اگر زمان می خواهید، بهتر است زمان پاسخ بعدی را مشخص کنید:
I’ll get back to you by Friday.
تا جمعه پاسخ می دهم.
این جمله از I’ll let you know دقیق تر است.
مشخص کردن خط قرمز
گاهی یک موضوع برای شما واقعا قابل تغییر نیست.
بیان روشن و محترمانه
Unfortunately, that point is non-negotiable for us.
متاسفانه این مورد برای ما قابل مذاکره نیست.
مشخص کردن حداقل قیمت
We wouldn’t be able to go below that rate.
نمی توانیم پایین تر از این نرخ برویم.
Deal-breaker
That would be a deal-breaker for us.
این مورد باعث می شود نتوانیم توافق کنیم.
Deal-breaker عبارت قوی ای است. زمانی استفاده کنید که واقعا آن موضوع می تواند کل توافق را متوقف کند.
مخالفت قاطع بدون ایجاد تنش
قاطع بودن با تند صحبت کردن فرق دارد.
مستقیم و تند:
That’s unacceptable.
قاطع اما حرفه ای:
Unfortunately, we wouldn’t be able to accept those terms.
یا:
That wouldn’t be workable for us under the current conditions.
با شرایط فعلی این مورد برای ما قابل اجرا نیست.
مرحله پنجم: رسیدن به توافق یا پایان مذاکره
در این مرحله دو مسیر دارید: شرایط برای هر دو طرف قابل قبول شده یا هنوز فاصله زیادی باقی مانده است.
رسیدن به توافق
تایید پیشنهاد
That works for us.
این شرایط برای ما مناسب است.
اعلام توافق
I think we have a deal.
فکر می کنم به توافق رسیده ایم.
تایید شرایط
We’re happy to agree to those terms.
با این شرایط موافقیم.
توافق روی راه حل میانه
That sounds like a reasonable compromise.
این یک راه حل میانه منطقی به نظر می رسد.
جمع بندی توافق
قبول کردن پیشنهاد پایان کار نیست. باید دقیقا مشخص شود چه چیزی مورد توافق قرار گرفته است.
شروع جمع بندی
Just to recap, we’ve agreed that…
برای جمع بندی، توافق کردیم که…
تایید قیمت و تاریخ
So, we’ve agreed on a price of $5,000 with delivery by June 30th.
پس روی قیمت 5,000 دلار با تحویل تا 30 ژوئن توافق کردیم.
مکتوب کردن
Shall we put that in writing?
توافق را مکتوب کنیم؟
تعیین قدم بعدی
I’ll send over the revised agreement this afternoon.
نسخه اصلاح شده قرارداد را امروز بعدازظهر ارسال می کنم.
اگر مذاکره داخل Meeting انجام می شود، عبارت هایی برای ورود به بحث، برگرداندن گفتگو به موضوع اصلی و Recap کردن نتیجه هم جزو جملات و اصطلاحات جلسه کاری به انگلیسی هستند و کمک می کنند مذاکره از کنترل خارج نشود.
پایان مذاکره بدون توافق
گاهی بهترین نتیجه مذاکره این است که فعلا توافق نکنید.
پایان محترمانه
I don’t think we can make this work under the current terms.
فکر نمی کنم با شرایط فعلی بتوانیم به توافق برسیم.
اختلاف زیاد روی قیمت
It seems we’re still too far apart on the price.
به نظر می رسد هنوز در مورد قیمت فاصله زیادی داریم.
باز گذاشتن مسیر آینده
Perhaps we could revisit this in the future.
شاید در آینده بتوانیم دوباره این موضوع را بررسی کنیم.
بررسی گزینه های دیگر
We’ll need to explore other options for now.
فعلا باید گزینه های دیگری را بررسی کنیم.
این نوع پایان دادن مخصوصا زمانی مهم است که احتمال همکاری دوباره وجود دارد.
لحن حرفه ای در مذاکره انگلیسی
بخش زیادی از کیفیت مذاکره به این برمی گردد که جمله شما چه حسی منتقل می کند.
یک خواسته را می توان با شدت های مختلف بیان کرد.
عبارت های نرم کننده
چند ساختار پرکاربرد:
- We were hoping…
- Would it be possible…?
- I’m afraid…
- I’m not sure…
- Perhaps…
- slightly
- a little
مثلا:
Your price is too high.
قابل فهم است، اما مستقیم است.
طبیعی تر:
The price is slightly higher than we expected.
قیمت کمی بالاتر از چیزی است که انتظار داشتیم.
نرم کردن جمله به معنی عقب نشینی نیست. می توانید جمله را مودبانه بگویید و در عین حال کاملا روی محدودیت خودتان بایستید.
اگر طرف مقابل این جمله ها را گفت، چه جوابی بدهیم؟
این بخش برای موقعیت هایی است که معنی جمله را می فهمید، اما نمی دانید پاسخ بعدی چه باشد.
That’s our final offer.
این پیشنهاد نهایی ماست.
اگر هنوز آماده تصمیم نیستید:
I understand. I’d like a little time to review it before making a final decision.
متوجه هستم. قبل از تصمیم نهایی کمی زمان برای بررسی آن می خواهم.
We don’t have any flexibility on the price.
در مورد قیمت هیچ انعطافی نداریم.
می توانید موضوع مذاکره را عوض کنید:
In that case, could we look at the payment terms instead?
در این صورت می توانیم شرایط پرداخت را بررسی کنیم؟
That’s outside our budget.
این مبلغ خارج از بودجه ماست.
What budget range would work for you?
چه محدوده بودجه ای برای شما مناسب است؟
این سوال کمک می کند به جای حدس زدن، محدودیت واقعی طرف مقابل را بفهمید.
We need an answer today.
امروز به پاسخ نیاز داریم.
اگر برای تصمیم آماده نیستید:
I understand the urgency, but I’d need a little more time before committing.
فوریت موضوع را درک می کنم، اما قبل از تصمیم قطعی به کمی زمان بیشتر نیاز دارم.
We can’t agree to those terms.
نمی توانیم با این شرایط موافقت کنیم.
Which part of the terms is the main concern for you?
کدام بخش از شرایط برای شما مشکل اصلی است؟
ممکن است فقط یک بند مانع توافق باشد.
Can you do any better?
می توانید پیشنهاد بهتری بدهید؟
اگر جای زیادی برای تغییر ندارید:
There’s limited room on the price, but we may be able to adjust the payment terms.
روی قیمت فضای زیادی برای تغییر نداریم، اما شاید بتوانیم شرایط پرداخت را تغییر دهیم.
سخن آخر
مذاکره به انگلیسی یک مسیر مشخص دارد. ابتدا باید موضوع را باز کنید و بفهمید طرف مقابل چه می خواهد. بعد خواسته خودتان را بیان کنید، پیشنهاد بدهید و اگر شرایط مناسب نبود با Counteroffer، شرط یا گزینه جایگزین مذاکره را ادامه دهید.
وقتی گفتگو دشوار می شود، درخواست توضیح، گرفتن زمان و مشخص کردن خط قرمز کمک می کند بدون تصمیم عجولانه ادامه دهید. در پایان نیز مهم نیست مذاکره به توافق رسیده یا نه؛ باید نتیجه گفتگو را روشن و حرفه ای تمام کنید.
اگر این مراحل را بشناسید، دیگر لازم نیست برای هر مذاکره ده ها جمله جدید حفظ کنید. کافی است بدانید در هر مرحله چه هدفی دارید و از چند ساختار مناسب همان مرحله استفاده کنید.
سوالات متداول درباره مذاکره به انگلیسی
مذاکره به انگلیسی چه می شود؟
مذاکره به انگلیسی Negotiation و مذاکره کردن Negotiate است. مثلا We’re negotiating the terms of the contract یعنی «در حال مذاکره درباره شرایط قرارداد هستیم.»
بهترین جمله برای شروع مذاکره به انگلیسی چیست؟
I’d like to discuss a few points regarding the proposal یک شروع خنثی و حرفه ای است. اگر موضوع مشخصی مثل قیمت مدنظر باشد می توانید بگویید Can we talk about the pricing for a moment?
چطور در مذاکره انگلیسی مودبانه مخالفت کنیم؟
به جای No مستقیم می توانید از I’m not sure that would work for us یا I’m afraid we wouldn’t be able to agree to those terms استفاده کنید. اگر امکان دارد، بعد از مخالفت یک پیشنهاد جایگزین هم مطرح کنید.
چطور به انگلیسی درخواست تخفیف کنیم؟
یکی از طبیعی ترین جمله ها Is there any flexibility on the price? است. برای درخواست بهترین قیمت نیز می توانید بگویید What’s the best you could do on the price?
پیشنهاد متقابل به انگلیسی چه می شود؟
پیشنهاد متقابل Counteroffer نام دارد. برای مطرح کردن آن می توانید از Would you consider…? یا What if…? استفاده کنید.
وقتی برای تصمیم گیری زمان لازم داریم چه بگوییم؟
I’d like some time to think that over یا Could I get back to you tomorrow? طبیعی هستند. بهتر است زمان مشخصی برای پاسخ بعدی تعیین کنید.
چطور خط قرمز را در مذاکره به انگلیسی بیان کنیم؟
برای بیان محترمانه می توانید بگویید Unfortunately, that point is non-negotiable for us یا We wouldn’t be able to go below that rate.
چطور مذاکره انگلیسی را جمع بندی کنیم؟
از Just to recap, we’ve agreed that… استفاده کنید و قیمت، زمان، شرایط پرداخت یا هر موردی که درباره آن توافق شده را دوباره روشن بیان کنید.
اگر مذاکره به توافق نرسید چه بگوییم؟
برای پایان محترمانه می توانید بگویید I don’t think we can make this work under the current terms و اگر می خواهید امکان همکاری آینده باز بماند از Perhaps we could revisit this in the future استفاده کنید.








