اصطلاحات انگلیسی در فیلم و سریال| عبارتهایی که واقعا در دیالوگها میشنوید
- 1 مهمترین اصطلاحات فیلم و سریال
- 2 اصطلاحات انگلیسی برای تعجب و ناباوری در فیلمها
- 3 عبارتهای انگلیسی برای موافقت، تصمیم و قبول کردن
- 4 اصطلاحات فیلم و سریال برای شک کردن و باور نکردن
- 5 اصطلاحات انگلیسی برای دعوا، عصبانیت و هشدار
- 6 عبارتهای مربوط به رفتن، رسیدن و منتظر ماندن
- 7 اصطلاحات حمایت و دلگرمی در فیلم و سریال
- 8 عبارتهایی که ترجمه مستقیمشان شما را گمراه میکند
- 9 شکلهای کوتاهشدهای که در دیالوگ فیلمها زیاد میشنوید
- 10 لحن چگونه معنی یک جمله را تغییر میدهد؟
- 11 چند اصطلاح کوتاه که در دیالوگها زیاد به کار میروند
- 12 واژگان خود فیلم و سریال که بهتر است بشناسید
- 13 سخن آخر
- 14 سوالات متداول درباره اصطلاحات انگلیسی فیلم و سریال
اگر هنگام دیدن فیلم و سریال انگلیسی تکتک کلمات یک جمله را میفهمید اما باز هم معنی دیالوگ برایتان روشن نیست، معمولا مشکل از دایره لغات شما نیست بلکه شخصیتها در مکالمه واقعی از عبارتهای محاورهای، Phrasal Verbها، شکلهای کوتاهشده و جملههایی استفاده میکنند که ترجمه کلمهبهکلمه آنها معنی اصلی را منتقل نمیکند.
برای مثال I don’t buy it درباره خرید کردن نیست و یعنی باورش نمیکنم. Get out of here! هم همیشه به معنی از اینجا برو بیرون نیست و بسته به لحن میتواند واکنشی به یک خبر باورنکردنی باشد. بخش زیادی از اصطلاحات انگلیسی زمانی بهتر فهمیده میشوند که آنها را همراه با موقعیت، لحن و واکنش شخصیتها یاد بگیرید.
در این مقاله سراغ عبارتهایی میرویم که برای فهم دیالوگ فیلم و سریال واقعا کاربرد دارند؛ از تعجب و مخالفت گرفته تا دعوا، حمایت، تصمیمگیری و جملههایی که معنی ظاهریشان میتواند شما را به اشتباه بیندازد.
مهمترین اصطلاحات فیلم و سریال
برای شروع، این عبارتها ارزش بیشتری برای یادگیری دارند؛ چون فقط مخصوص فیلم نیستند و در مکالمات روزمره انگلیسی هم استفاده میشوند.
اصطلاحات انگلیسی برای تعجب و ناباوری در فیلمها
صحنههای فیلم پر از واکنشهای کوتاه هستند. اگر این جملهها را نشناسید، ممکن است معنی کلی گفتگو را بفهمید اما واکنش شخصیت را اشتباه برداشت کنید.
You must be kidding
یعنی «داری شوخی میکنی» یا «باورم نمیشود.»
You must be kidding. He actually quit?
داری شوخی میکنی. واقعا استعفا داد؟
شکل محاورهای دیگری که زیاد شنیده میشود:
You’ve gotta be kidding me.
در گفتار سریع، got to یا have got to ممکن است به شکل gotta شنیده شود.
No way
بسته به موقعیت میتواند معنی «امکان نداره»، «نه بابا!» یا حتی یک مخالفت قاطع داشته باشد.
No way! You actually met her?
نه بابا! واقعا دیدیش؟
اما:
No way I’m doing that.
به هیچ وجه این کار را نمیکنم.
Get out of here!
معنی ظاهری این جمله «از اینجا برو بیرون» است، اما در یک گفتگوی دوستانه ممکن است فقط واکنش به یک خبر عجیب باشد.
I won two tickets to the final.
Get out of here!
دو تا بلیت فینال بردم.
جدی میگی!
اینجا اگر جمله را تحتاللفظی ترجمه کنید، کل صحنه اشتباه برداشت میشود.
Seriously?
یعنی «جدی؟» یا گاهی «واقعا داری این کار را میکنی؟»
لحن اهمیت زیادی دارد. یک Seriously? آرام میتواند نشاندهنده تعجب باشد، اما با لحن عصبانی ممکن است اعتراض را منتقل کند.
عبارتهای انگلیسی برای موافقت، تصمیم و قبول کردن
شخصیتهای فیلم همیشه برای موافقت نمیگویند I agree. در مکالمه طبیعی، جوابهای کوتاهتر زیادی وجود دارد.
I’m in
یعنی «من هستم» یا «موافقم شرکت کنم.»
We’re going on a road trip this weekend. Are you in?
این آخر هفته میریم سفر جادهای. تو هم هستی؟
I’m out
برعکس I’m in یعنی «من نیستم»، «شرکت نمیکنم» یا «کنار میکشم».
This is getting too risky. I’m out.
این دیگه زیادی خطرناک شده. من کنار میکشم.
Fair enough
وقتی دلیل یا نظر طرف مقابل را قابل قبول میدانید.
I can’t come tonight. I have to work.
Fair enough.
امشب نمیتونم بیام. باید کار کنم.
باشه، قابل درکه.
Works for me
یعنی «برای من مناسبه».
Let’s meet at eight.
Works for me.
ساعت هشت همدیگه رو ببینیم.
برای من مناسبه.
It’s up to you
یعنی تصمیم نهایی با توست.
We can stay or leave. It’s up to you.
میتوانیم بمانیم یا برویم. تصمیم با توست.
اصطلاحات فیلم و سریال برای شک کردن و باور نکردن
در فیلمهای پلیسی، درام و حتی کمدی این نوع عبارتها زیاد شنیده میشوند، چون شخصیتها مرتب حرف یا انگیزه یکدیگر را زیر سوال میبرند.
I don’t buy it
یعنی «باورش نمیکنم» یا «این توضیح برای من قانعکننده نیست».
He says it was an accident, but I don’t buy it.
میگه اتفاقی بوده، ولی من باور نمیکنم.
What’s the catch?
وقتی پیشنهادی بیش از حد خوب به نظر میرسد و فکر میکنید حتما شرط یا مشکل پنهانی وجود دارد.
They’re giving us the apartment for free? What’s the catch?
آپارتمان را رایگان به ما میدهند؟ قضیه چیه؟
That doesn’t add up
یعنی اطلاعات یا داستانی با هم جور درنمیآیند.
He said he was home all night, but his car wasn’t there. That doesn’t add up.
گفت تمام شب خانه بوده، اما ماشینش آنجا نبوده. این با هم جور درنمیاد.
I’m not buying that
نسخه دیگری از I don’t buy it است و معمولا لحن محاورهای دارد.
You forgot again? I’m not buying that excuse.
باز فراموش کردی؟ این بهانه رو قبول ندارم.
اصطلاحات انگلیسی برای دعوا، عصبانیت و هشدار
بعضی عبارتهایی که در فیلمها زیاد شنیده میشوند، لحن تندی دارند. فهمیدن آنها مهم است، اما این به معنی مناسب بودنشان برای هر مکالمهای نیست.
Back off
یعنی «عقب بکش»، «دست بردار» یا «از من فاصله بگیر».
Back off. This is none of your business.
دست بردار. این موضوع به تو ربطی ندارد.
Cut it out
یعنی «بس کن».
Cut it out! You’re making things worse.
بس کن! داری اوضاع رو بدتر میکنی.
Watch it
در بعضی موقعیتها یعنی «مواظب باش» اما میتواند حالت هشدار یا تهدید هم داشته باشد.
Watch it. You’re going too far.
مواظب حرفت باش. داری زیادهروی میکنی.
Don’t push it
وقتی کسی دارد بیش از حد فشار میآورد یا از حد خود عبور میکند.
I said I’d help you. Don’t push it.
گفتم کمکت میکنم. دیگه زیادهروی نکن.
You’ve crossed the line
یعنی فرد از حد قابل قبول عبور کرده است.
That joke wasn’t funny. You crossed the line.
اون شوخی خندهدار نبود. از حد گذشتی.
این عبارتها را بیشتر بهعنوان Recognition Vocabulary یاد بگیرید؛ یعنی هنگام شنیدن متوجه منظور شوید و برای استفاده از آنها ابتدا لحن و موقعیت را بشناسید.
عبارتهای مربوط به رفتن، رسیدن و منتظر ماندن
این گروه از جملهها آنقدر در فیلم و سریال تکرار میشوند که شناختشان مستقیما روی Listening تاثیر میگذارد.
Hang on / Hold on
هر دو میتوانند به معنی «صبر کن» باشند.
Hang on. I need to grab my phone.
صبر کن. باید گوشیم رو بردارم.
Hold on در مکالمه تلفنی هم زیاد استفاده میشود.
Let’s get out of here
یعنی «بیا از اینجا بریم».
This place is getting weird. Let’s get out of here.
اینجا داره عجیب میشه. بیا بریم.
I’m on my way
یعنی «در راهم».
Where are you?
I’m on my way.
کجایی؟
در راهم.
I’m running late
یعنی «دارم دیر میرسم».
Sorry, I’m running late. I’ll be there in ten minutes.
ببخشید، دارم دیر میرسم. ده دقیقه دیگه اونجام.
اصطلاحات حمایت و دلگرمی در فیلم و سریال
در صحنههایی که شخصیتی دچار مشکل شده، چند عبارت بسیار رایج وجود دارد که معنی آنها از ترجمه ساده کلمات روشن نیست.
Hang in there
یعنی «دوام بیار» یا «کم نیار».
I know things are hard right now. Hang in there.
میدونم الان شرایط سخته. دوام بیار.
I’ve got your back
یعنی «هواتو دارم» یا «پشتتم».
Don’t worry about them. I’ve got your back.
نگرانشون نباش. من پشتتم.
Count on me
یعنی «روی من حساب کن».
If you need anything, you can count on me.
اگر چیزی لازم داشتی، میتونی روی من حساب کنی.
Don’t beat yourself up
یعنی به خاطر یک اشتباه بیش از حد خودت را سرزنش نکن.
You made a mistake. Don’t beat yourself up over it.
اشتباه کردی. اینقدر خودت رو بابتش سرزنش نکن.
عبارتهایی که ترجمه مستقیمشان شما را گمراه میکند
این بخش یکی از مهمترین قسمتها برای فهم فیلم است، چون کلمات را میشناسید اما معنی واقعی جمله چیز دیگری است.
Tell me about it
اگر کسی بگوید:
This week has been exhausting.
و طرف مقابل جواب بدهد:
Tell me about it.
معمولا منظورش این نیست که «دربارهاش برایم توضیح بده». معنی طبیعی جمله چیزی نزدیک به «به من نگو، خودم خوب میدونم!» است.
Give me a break
بسته به لحن یعنی «بیخیال»، «دیگه بسه» یا «این حرف رو باور نمیکنم».
You expect me to believe that? Give me a break.
انتظار داری اینو باور کنم؟ بیخیال.
Suit yourself
یعنی «هر طور خودت میخواهی».
I don’t want to come.
Fine. Suit yourself.
نمیخوام بیام.
باشه، هر طور خودت میخوای.
این عبارت گاهی کمی سرد یا ناراحت به نظر میرسد.
Be my guest
معنی تحتاللفظی آن «مهمان من باش» است، اما در بسیاری از موقعیتها یعنی «بفرما، انجامش بده».
Can I use your phone?
Be my guest.
میتونم از گوشیت استفاده کنم؟
بفرما.
I could use…
این ساختار به معنی «میتوانستم استفاده کنم» نیست. معمولا یعنی «الان واقعا به … نیاز دارم / بدَم نمیاد».
I could use some coffee.
واقعا یه قهوه لازم دارم.
I’m good
این جمله بسته به موقعیت میتواند معنی «خوبم»، «چیزی نمیخوام» یا «نیازی نیست» داشته باشد.
Want another drink?
No, I’m good.
یه نوشیدنی دیگه میخوای؟
نه، مرسی.
شکلهای کوتاهشدهای که در دیالوگ فیلمها زیاد میشنوید
گاهی مشکل شما اصطلاح نیست؛ شخصیت جملهای آشنا را آنقدر محاورهای تلفظ میکند که تشخیصش سخت میشود.
آشنایی با این شکلهای گفتاری کمک میکند هنگام شنیدن مکالمات واقعی، ارتباط بین چیزی که میشنوید و چیزی که در کتابها یاد گرفتهاید راحتتر شود. منابع آموزشی معتبر مانند British Council نیز روی استفاده از محتوای واقعی برای تقویت مهارت شنیداری و درک زبان طبیعی تاکید دارند.
Gonna
شکل گفتاری going to
I’m gonna call him.
میخوام بهش زنگ بزنم.
Wanna
شکل گفتاری want to
Do you wanna come?
میخوای بیای؟
Gotta
بسته به ساختار، معمولا از got to / have got to میآید.
I gotta go.
باید برم.
Lemme
شکل گفتاری let me
Lemme see.
بذار ببینم.
Gimme
شکل گفتاری give me
Gimme a second.
یه ثانیه بهم وقت بده.
Kinda
شکل گفتاری kind of
I’m kinda tired.
یه جورایی خستهام.
این شکلها برای نوشتن رسمی مناسب نیستند، اما شناختشان برای Listening ضروری است؛ چون در فیلم و سریال زبان طبیعی با سرعت، کاهش آواها و فرمهای غیررسمی همراه است. British Council نیز فیلم را منبعی برای شنیدن زبان طبیعی، اصطلاحات، لحن و تفاوتهای فرهنگی معرفی میکند.
لحن چگونه معنی یک جمله را تغییر میدهد؟
در فیلم فقط کلمات مهم نیستند. مکث، حالت چهره و آهنگ صدا میتوانند معنی جملهای ساده را تغییر دهند.
مثلا:
Fine.
ممکن است واقعا یعنی:
«باشه.»
اما با لحن ناراحت:
«باشه دیگه!»
همین اتفاق برای Sure هم میافتد. یک Sure! با لحن مثبت یعنی «حتما»، اما Sure… با مکث و لحن خاص ممکن است نشان دهد فرد چندان قانع نشده است.
عبارت Right هم همیشه به معنی «درست» نیست:
Right… and you expect me to believe that?
آها… و انتظار داری من اینو باور کنم؟
به همین دلیل، هنگام یادگیری عبارتهای فیلم بهتر است فقط Subtitle را ذخیره نکنید؛ چند ثانیه قبل و بعد جمله را هم ببینید.
چند اصطلاح کوتاه که در دیالوگها زیاد به کار میروند
علاوه بر عبارتهای قبلی، این جملههای کوتاه هم ارزش شناختن دارند:
My bad.
تقصیر من بود / اشتباه من بود.
No worries.
اشکالی نداره.
Here we go.
شروع شد / بریم که شروع کنیم.
There you go.
بفرما / همین شد / دیدی؟
You never know.
هیچوقت معلوم نیست.
Don’t get me wrong.
منظورم رو اشتباه برداشت نکن.
That makes sense.
منطقیه.
You’ve got a point.
حرفت بیراه نیست / نکته خوبی گفتی.
I’m all ears.
سراپا گوشم.
Go for it.
انجامش بده / برو دنبالش.
Not a chance.
امکان نداره.
It depends.
بستگی داره.
واژگان خود فیلم و سریال که بهتر است بشناسید
گاهی سرچ «اصطلاحات فیلم و سریال به انگلیسی» به خود واژگان مربوط به تماشای سریال هم اشاره دارد. برای این نیاز، این چند کلمه مهمتر از یک فهرست بلند سینمایی هستند.
Episode
قسمت یک سریال
I haven’t watched the latest episode yet.
هنوز قسمت جدید را ندیدم.
Season
فصل
The third season was much better.
فصل سوم خیلی بهتر بود.
Plot
خط اصلی داستان
The plot was surprisingly good.
داستان به شکل غافلگیرکنندهای خوب بود.
Cast
مجموعه بازیگران
The show has a great cast.
این سریال گروه بازیگران خیلی خوبی دارد.
Scene
صحنه
That was my favorite scene.
اون صحنه موردعلاقه من بود.
Trailer
تریلر یا پیشنمایش
Spoiler
اطلاعاتی که بخش مهمی از داستان را لو میدهد.
No spoilers! I haven’t seen it yet.
لو نده! هنوز ندیدمش.
Cliffhanger
پایانی که یک اتفاق مهم را ناتمام میگذارد تا مخاطب منتظر قسمت بعدی بماند.
The episode ended on a huge cliffhanger.
قسمت با یک تعلیق خیلی بزرگ تمام شد.
Binge-watch
دیدن چند قسمت یا حتی یک فصل پشت سر هم.
We binge-watched the whole season over the weekend.
آخر هفته کل فصل را پشت سر هم دیدیم.
سخن آخر
برای فهم انگلیسی فیلم و سریال لازم نیست معنی تمام کلمات یک دیالوگ را بدانید. بخش بزرگی از مشکل زمانی حل میشود که عبارتهای چندکلمهای را بهعنوان یک واحد بشناسید و متوجه شوید لحن و موقعیت چه تغییری در معنی آنها ایجاد میکند.
عبارتهایی مثل I don’t buy it، What’s the catch?، Suit yourself و I’ve got your back نمونه خوبی هستند؛ چون ترجمه مستقیم آنها همیشه کمکی به فهم صحنه نمیکند. در کنار این اصطلاحات، شناخت فرمهای گفتاری مانند gonna، wanna و gotta هم کمک میکند چیزی که میشنوید به انگلیسیای که قبلا یاد گرفتهاید متصل شود.
سوالات متداول درباره اصطلاحات انگلیسی فیلم و سریال
چرا با اینکه لغات انگلیسی را میدانم، دیالوگ فیلمها را متوجه نمیشوم؟
چون مکالمه فیلم فقط از واژههای جداگانه تشکیل نشده است. اصطلاحات، Phrasal Verbها، فرمهای کوتاهشده، گفتار سریع، لهجه و معنی ضمنی جملهها باعث میشوند شناخت تکتک کلمات همیشه برای فهم دیالوگ کافی نباشد.
Get out of here در فیلمها همیشه یعنی «برو بیرون»؟
خیر. در یک دعوا میتواند همین معنی را داشته باشد، اما در مکالمه دوستانه گاهی واکنشی به تعجب و ناباوری است و چیزی نزدیک به «نه بابا!» یا «جدی میگی!» معنی میدهد.
I don’t buy it یعنی چه؟
در مکالمه I don’t buy it یعنی «باورش نمیکنم» یا «این توضیح من را قانع نمیکند» و ارتباطی با خرید کردن ندارد.
تفاوت Gonna و Going to چیست؟
Gonna شکل بسیار غیررسمی و گفتاری going to است. در مکالمه و دیالوگ فیلم زیاد شنیده میشود، اما برای نوشتار رسمی بهتر است از going to استفاده شود.
What’s the catch یعنی چه؟
وقتی یک پیشنهاد بیش از حد خوب به نظر میرسد و فکر میکنید شرط یا مشکل پنهانی دارد، میتوانید بگویید ?What’s the catch.
Binge-watch یعنی چه؟
یعنی چند قسمت از یک سریال یا مقدار زیادی از آن را پشت سر هم تماشا کردن؛ مثلا دیدن یک فصل کامل در یک آخر هفته.
برای یادگیری انگلیسی از فیلم زیرنویس فارسی بهتر است یا انگلیسی؟
اگر هدف یادگیری زبان است، زیرنویس انگلیسی کمک میکند صدایی را که میشنوید به شکل نوشتاری آن مرتبط کنید. با این حال برای بخشهای دشوار میتوان ابتدا Context را فهمید و بعد همان قسمت کوتاه را با زیرنویس انگلیسی دوباره بررسی کرد.






