مقالات

اصطلاحات پزشکی انگلیسی | واژگان و عبارات ضروری برای ارتباط با پزشک

وقتی برای درمان، مهاجرت، سفر یا زندگی در یک کشور انگلیسی زبان آماده می‌شوید، فقط دانستن لغات عمومی زبان کافی نیست. در یک موقعیت پزشکی باید بتوانید علائم خود را توضیح دهید، سوال های پزشک را متوجه شوید، درباره دارو و درمان صحبت کنید و اگر چیزی را نفهمیدید درخواست توضیح کنید.

برای این کار لازم نیست صدها اصطلاح تخصصی پزشکی را حفظ کنید. مهم تر این است که کلماتی را یاد بگیرید که در یک مراجعه واقعی به پزشک، بیمارستان یا داروخانه بیشتر استفاده می‌شوند.

برخلاف بعضی اصطلاحات انگلیسی که بیشتر برای طبیعی‌تر شدن مکالمه یاد گرفته می‌شوند، اصطلاحات پزشکی به شما کمک می‌کنند یک نیاز واقعی را منتقل کنید؛ مثلا توضیح دهید چه دردی دارید، از چه زمانی شروع شده یا چه دارویی مصرف می‌کنید.

در این مقاله مهم ترین اصطلاحات پزشکی انگلیسی را بر اساس موقعیت واقعی یاد می‌گیریم؛ از گرفتن وقت پزشک تا توضیح علائم، تشخیص، درمان و پیگیری بعد از مراجعه.

مهم ترین اصطلاحات پزشکی انگلیسی

قبل از اینکه وارد جزئیات شویم، این اصطلاحات پایه بیشترین کاربرد را در مکالمات پزشکی دارند.

مهم ترین اصطلاحات پزشکی انگلیسی

این کلمات پایه در بیشتر موقعیت‌های پزشکی تکرار می‌شوند. اگر همین بخش را خوب یاد بگیرید، بخش زیادی از مکالمات ساده درمانی برایتان قابل فهم‌تر می‌شود.

مسیر یک مکالمه پزشکی به انگلیسی

یک مراجعه پزشکی معمولا از چند مرحله مشخص تشکیل می‌شود:

  1. Appointment
    گرفتن وقت و مراجعه به پزشک
  2. Explaining symptoms
    توضیح علائم و مشکل اصلی
  3. Medical history
    گفتن سابقه بیماری، داروها و حساسیت‌ها
  4. Examination and tests
    معاینه و انجام آزمایش
  5. Diagnosis
    تشخیص مشکل
  6. Treatment and medication
    دریافت درمان یا دارو
  7. Follow-up
    پیگیری وضعیت بعد از درمان

اگر اصطلاحات هر مرحله را بدانید، دیگر مکالمه پزشکی برایتان مجموعه‌ای از کلمات پراکنده نیست و یک مسیر مشخص دارد.

اصطلاحات انگلیسی برای وقت گرفتن از پزشک

اولین مرحله معمولا قبل از دیدن پزشک شروع می‌شود. شما باید بتوانید درخواست وقت کنید، زمان را تغییر دهید یا درباره نوع مراجعه سوال بپرسید.

Appointment

Appointment یعنی وقت ملاقات یا زمانی که برای مراجعه تعیین شده است.

مثال:

I’d like to make an appointment with a doctor.

می‌خواهم از پزشک وقت بگیرم.

 

Make an appointment

وقت گرفتن

مثال:

I need to make an appointment for a check-up.

من نیاز دارم برای معاینه وقت بگیرم.

 

Reschedule

تغییر زمان قرار

مثال:

Can I reschedule my appointment?

آیا می‌توانم زمان مراجعه‌ام را تغییر دهم؟

 

Cancel an appointment

لغو وقت

مثال:

I’d like to cancel my appointment.

می‌خواهم وقت خود را لغو کنم.

 

Check-up

معاینه یا بررسی دوره‌ای سلامت

مثال:

I’m here for a routine check-up.

برای یک معاینه معمول آمده‌ام.

 

Referral

معرفی نامه یا ارجاع به پزشک متخصص

مثال:

Do I need a referral to see a specialist?

آیا برای مراجعه به متخصص نیاز به معرفی نامه دارم؟

 

اصطلاحات پزشکی انگلیسی برای توضیح علائم

یکی از مهم ترین بخش‌های مراجعه به پزشک، توضیح درست علائم است. بسیاری از زبان‌آموزان فقط نام بیماری‌ها را یاد می‌گیرند، اما در یک مراجعه واقعی معمولا ابتدا باید درباره چیزی که احساس می‌کنید صحبت کنید.

Symptom

علامت یا نشانه‌ای که بیمار تجربه می‌کند.

مثال:

My main symptom is a severe headache.

علامت اصلی من سردرد شدید است.

 

Common symptoms

چند علامت رایج:

علائم پزشکی به انگلیسی

توضیح زمان شروع علائم

پزشک معمولا می‌خواهد بداند مشکل از چه زمانی شروع شده است.

عبارت‌های کاربردی:

It started three days ago.

سه روز پیش شروع شد.

I’ve had this problem for two weeks.

دو هفته است که این مشکل را دارم.

It started suddenly.

ناگهانی شروع شد.

It has been getting worse.

بدتر شده است.

 

توضیح شدت علائم

برای توضیح شدت درد یا مشکل:

It’s mild.

خفیف است.

It’s moderate.

متوسط است.

It’s severe.

شدید است.

مثال:

The pain is severe and affects my sleep.

درد شدید است و روی خوابم تاثیر گذاشته است.

توضیح درد به انگلیسی

فقط گفتن کلمه Pain معمولا اطلاعات کافی به پزشک نمی‌دهد. بهتر است بتوانید نوع، محل و زمان درد را توضیح دهید.

محل درد

I have pain in my lower back.

در قسمت پایین کمرم درد دارم.

My stomach hurts after eating.

بعد از غذا خوردن شکمم درد می‌گیرد.

نوع درد

انواع درد به انگلیسی

مثال:

I have a sharp pain in my chest.

درد تیزی در قفسه سینه دارم.

دائم یا مقطعی بودن درد

The pain is constant.

درد دائمی است.

The pain comes and goes.

درد گاهی می‌آید و گاهی از بین می‌رود.

It gets worse when I walk.

وقتی راه می‌روم بدتر می‌شود.

It gets better when I rest.

با استراحت بهتر می‌شود.

 

الگویی ساده برای توضیح مشکل به پزشک

برای اینکه توضیحتان کامل باشد، می‌توانید از این ترتیب استفاده کنید:

  1. مشکل اصلی

I have a headache.

سردرد دارم.

  1. زمان شروع

It started two days ago.

دو روز پیش شروع شد.

  1. شدت

It’s about 7 out of 10.

حدود ۷ از ۱۰ است.

  1. تاثیر روی زندگی

It makes it difficult to work.

باعث می‌شود کار کردن برایم سخت شود.

  1. عوامل بهتر یا بدتر کننده

It gets worse at night.

شب‌ها بدتر می‌شود.

این مدل توضیح دادن معمولا از گفتن یک جمله کوتاه مثل:

I don’t feel good

اطلاعات خیلی بیشتری به پزشک می‌دهد.

سوال هایی که پزشک ممکن است از شما بپرسد

مکالمه پزشکی فقط درباره توضیح دادن مشکل نیست. پزشک معمولا سوال هایی می‌پرسد تا بتواند وضعیت شما را بهتر بررسی کند.

اگر این سوال ها را از قبل بدانید، هنگام مراجعه کمتر دچار مشکل می‌شوید.

When did it start?

یعنی:

از چه زمانی شروع شد؟

مثال:

When did the pain start?

درد از چه زمانی شروع شد؟

پاسخ:

It started about a week ago.

حدود یک هفته پیش شروع شد.

 

Where exactly does it hurt?

یعنی:

دقیقا کجا درد دارید؟

مثال:

Where exactly does it hurt?

دقیقا کجایتان درد می‌کند؟

پاسخ:

I have pain on the right side of my abdomen.

در سمت راست شکمم درد دارم.

 

How severe is the pain?

یعنی:

شدت درد چقدر است؟

پاسخ:

It’s quite severe.

نسبتا شدید است.

یا:

It’s around 6 out of 10.

حدود ۶ از ۱۰ است.

 

Is the pain constant or does it come and go?

یعنی:

درد دائمی است یا گاهی می‌آید و می‌رود؟

پاسخ:

It comes and goes during the day.

در طول روز گاهی ایجاد می‌شود و از بین می‌رود.

 

Does anything make it better or worse?

یعنی:

چیزی باعث بهتر یا بدتر شدن آن می‌شود؟

پاسخ:

It gets worse when I exercise.

وقتی ورزش می‌کنم بدتر می‌شود.

 

Have you had this before?

یعنی:

قبلا هم این مشکل را داشته‌اید؟

پاسخ:

No, this is the first time.

نه، اولین بار است.

 

Are you taking any medication?

یعنی:

داروی خاصی مصرف می‌کنید؟

پاسخ:

I’m currently taking medication for high blood pressure.

در حال حاضر برای فشار خون بالا دارو مصرف می‌کنم.

 

Do you have any allergies?

یعنی:

حساسیت دارویی یا غذایی دارید؟

پاسخ:

I’m allergic to penicillin.

به پنی‌سیلین حساسیت دارم.

 

Do you have any medical conditions?

یعنی:

بیماری زمینه‌ای دارید؟

پاسخ:

I have asthma.

آسم دارم.

 

اصطلاحات سابقه پزشکی، دارو و حساسیت

قبل از تشخیص یا تجویز دارو، پزشک معمولا درباره سابقه سلامت شما سوال می‌کند.

Medical history

سابقه پزشکی

مثال:

The doctor asked about my medical history.

پزشک درباره سابقه پزشکی من سوال کرد.

Family history

سابقه بیماری در خانواده

مثال:

There is a history of diabetes in my family.

در خانواده من سابقه دیابت وجود دارد.

 

Chronic condition

بیماری مزمن

مثال:

I have a chronic condition that requires regular treatment.

من یک بیماری مزمن دارم که نیاز به درمان منظم دارد.

Previous surgery

عمل جراحی قبلی

مثال:

I’ve had previous surgery on my knee.

قبلا روی زانویم عمل جراحی داشته‌ام.

Allergy

حساسیت

این کلمه در محیط درمانی بسیار مهم است، مخصوصا درباره داروها.

مثال:

Do you have any drug allergies?

آیا به دارویی حساسیت دارید؟

Medication

دارو

Medication معمولا به صورت کلی برای داروهایی که مصرف می‌کنید استفاده می‌شود.

مثال:

What medication are you currently taking?

در حال حاضر چه دارویی مصرف می‌کنید؟

Prescription

نسخه پزشک

تفاوت مهم:

  • Medication = خود دارو
  • Prescription = دستور یا نسخه‌ای که پزشک برای دریافت دارو می‌دهد

مثال:

The doctor gave me a prescription for antibiotics.

پزشک برای من نسخه آنتی‌بیوتیک نوشت.

Dose

دوز یا مقدار مصرف دارو

مثال:

What is the correct dose?

مقدار مصرف درست چقدر است؟

Side effect

عوارض جانبی

مثال:

What are the possible side effects?

عوارض جانبی احتمالی چیست؟

اصطلاحات انگلیسی مربوط به معاینه و آزمایش

بعد از توضیح علائم، ممکن است پزشک نیاز به معاینه یا آزمایش داشته باشد.

Examination

معاینه

مثال:

The doctor will perform a physical examination.

پزشک معاینه فیزیکی انجام می‌دهد.

Blood pressure

فشار خون

مثال:

The nurse checked my blood pressure.

پرستار فشار خون من را بررسی کرد.

Temperature

دمای بدن یا تب

مثال:

Your temperature is normal.

دمای بدن شما طبیعی است.

Pulse

نبض

مثال:

The doctor checked my pulse.

پزشک نبضم را بررسی کرد.

Blood test

آزمایش خون

مثال:

I need to have a blood test tomorrow.

باید فردا آزمایش خون بدهم.

Urine test

آزمایش ادرار

مثال:

The doctor ordered a urine test.

پزشک آزمایش ادرار درخواست کرد.

X-ray

عکس برداری با اشعه ایکس

مثال:

The doctor recommended an X-ray.

پزشک عکس برداری را پیشنهاد کرد.

Ultrasound

سونوگرافی

مثال:

I had an ultrasound examination.

سونوگرافی انجام دادم.

MRI

ام آر آی

مثال:

The doctor scheduled an MRI scan.

پزشک برای من MRI تعیین کرد.

اصطلاحات مربوط به تشخیص بیماری

بعد از بررسی علائم و آزمایش‌ها، پزشک ممکن است درباره تشخیص صحبت کند.

Diagnosis

تشخیص

مثال:

The doctor confirmed the diagnosis.

پزشک تشخیص را تایید کرد.

Condition

وضعیت یا مشکل پزشکی

این کلمه معمولا از Disease عمومی‌تر است.

مثال:

It’s a common medical condition.

این یک مشکل پزشکی رایج است.

Infection

عفونت

مثال:

The test showed an infection.

آزمایش وجود عفونت را نشان داد.

Inflammation

التهاب

مثال:

The doctor found inflammation in the joint.

پزشک التهاب در مفصل پیدا کرد.

Acute

حاد یا کوتاه مدت

مثال:

It is an acute infection.

این یک عفونت حاد است.

Chronic

مزمن

مثال:

This is a chronic condition.

این یک بیماری مزمن است.

اصطلاحات درمان و دارو

بعد از تشخیص، معمولا صحبت درباره روش درمان شروع می‌شود.

Treatment

درمان

مثال:

What treatment do you recommend?

چه درمانی را پیشنهاد می‌کنید؟

Therapy

درمان یا دوره درمانی

مثال:

Physical therapy may help.

فیزیوتراپی ممکن است کمک کند.

Antibiotic

آنتی‌بیوتیک

مثال:

Do I need antibiotics?

آیا به آنتی‌بیوتیک نیاز دارم؟

Painkiller

مسکن

مثال:

Can I take a painkiller for this?

می‌توانم برای این مشکل مسکن مصرف کنم؟

Follow-up

مراجعه پیگیری

مثال:

When should I come back for a follow-up?

چه زمانی برای پیگیری دوباره مراجعه کنم؟

Recovery

بهبودی

مثال:

How long will the recovery take?

بهبودی چقدر طول می‌کشد؟

اصطلاحات انگلیسی در داروخانه

بعد از دریافت نسخه، ممکن است نیاز داشته باشید با داروساز صحبت کنید.

Fill a prescription

دریافت دارو بر اساس نسخه

مثال:

I’d like to fill this prescription.

می‌خواهم این نسخه را تهیه کنم.

 

Over-the-counter (OTC)

داروی بدون نسخه

مثال:

Is this available over the counter?

آیا این دارو بدون نسخه قابل تهیه است؟

Tablet

قرص

Capsule

کپسول

Ointment

پماد

Inhaler

اسپری تنفسی

سوال های مهم در داروخانه

How often should I take this?

چند وقت یک بار باید مصرف کنم؟

 

Should I take it with food?

باید همراه غذا مصرف شود؟

 

Are there any side effects?

آیا عوارض جانبی دارد؟

 

How should I store this medicine?

این دارو را چگونه نگهداری کنم؟

اصطلاحات پزشکی انگلیسی در بیمارستان و اورژانس

در بعضی موقعیت‌های پزشکی، مخصوصا هنگام سفر یا زندگی در یک کشور انگلیسی زبان، ممکن است با شرایطی روبه‌رو شوید که نیاز به مراجعه سریع به بیمارستان یا اورژانس داشته باشد.

در این شرایط دانستن چند اصطلاح پایه کمک می‌کند سریع‌تر منظور خود را منتقل کنید و صحبت‌های کادر درمان را بهتر بفهمید.

Emergency

یعنی وضعیت اضطراری یا اورژانسی.

مثال:

This is an emergency.

این یک وضعیت اورژانسی است.

Emergency Room (ER)

در انگلیسی آمریکایی به بخش اورژانس بیمارستان گفته می‌شود.

مثال:

I need to go to the emergency room.

من باید به اورژانس بروم.

در انگلیسی بریتانیایی معمولا از عبارت:

A&E (Accident and Emergency)

استفاده می‌شود.

Ambulance

آمبولانس

مثال:

We need to call an ambulance.

ما باید آمبولانس خبر کنیم.

Hospital admission

بستری شدن در بیمارستان

مثال:

The doctor recommended hospital admission.

پزشک بستری شدن در بیمارستان را پیشنهاد کرد.

Admitted

بستری شده

مثال:

He was admitted to the hospital last night.

او دیشب در بیمارستان بستری شد.

Inpatient

بیمار بستری

یعنی فردی که برای درمان نیاز دارد در بیمارستان بماند.

مثال:

The patient is an inpatient.

بیمار بستری است.

Outpatient

بیمار سرپایی

یعنی فردی که برای مراجعه یا درمان می‌آید اما نیاز به بستری ندارد.

مثال:

This treatment is available for outpatients.

این درمان برای بیماران سرپایی قابل انجام است.

ICU (Intensive Care Unit)

بخش مراقبت‌های ویژه

مثال:

The patient was moved to the ICU.

بیمار به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شد.

Surgery

عمل جراحی

مثال:

The doctor said I might need surgery.

پزشک گفت ممکن است به عمل جراحی نیاز داشته باشم.

Stitches

بخیه

مثال:

I need stitches for this wound.

برای این زخم نیاز به بخیه دارم.

Discharge

ترخیص از بیمارستان

مثال:

When can I be discharged?

چه زمانی می‌توانم مرخص شوم؟

اصطلاحاتی که روی نسخه و دستور مصرف دارو می‌بینید

بعد از مراجعه به پزشک، ممکن است با عبارت‌هایی روی نسخه یا بسته دارو روبه‌رو شوید.

اصطلاحاتی که روی نسخه و دستور مصرف دارو می_بینید

 

مثال:

Take one tablet twice daily after meals.

روزی دو بار بعد از غذا یک قرص مصرف کنید.

 

Apply the cream twice a day.

کرم را روزی دو بار استفاده کنید.

وقتی حرف پزشک را متوجه نمی‌شوید چه بگوییم؟

یکی از مشکلات رایج برای افرادی که در محیط انگلیسی زبان به پزشک مراجعه می‌کنند، این است که معنی بعضی اصطلاحات را نمی‌فهمند.

در این شرایط بهتر است حدس نزنید و درخواست توضیح کنید.

 

Could you explain that in simpler terms?

می‌توانید آن را ساده‌تر توضیح دهید؟

 

Could you say that again more slowly?

می‌توانید دوباره آرام‌تر بگویید؟

 

What does that term mean?

این اصطلاح یعنی چه؟

 

Could you write that down for me?

می‌توانید آن را برای من بنویسید؟

 

Just to make sure I understood correctly…

فقط برای اینکه مطمئن شوم درست متوجه شده‌ام…

مثال:

Just to make sure I understood correctly, I need to take this medication twice a day, right?

فقط برای اطمینان، من باید این دارو را روزی دو بار مصرف کنم، درست است؟

Can I have an interpreter?

آیا می‌توانم مترجم داشته باشم؟

اگر در توضیح دادن یا فهمیدن اطلاعات پزشکی مشکل دارید، درخواست کمک زبانی یک موضوع طبیعی است.

راهنمای ارتباط بهتر با پزشک در MedlinePlus نیز روی آماده کردن اطلاعات مربوط به علائم، داروها، حساسیت‌ها و پرسیدن سوال تا زمانی که موضوع کاملا روشن شود تاکید می‌کند.

سخن آخر

یادگیری اصطلاحات پزشکی انگلیسی تنها حفظ کردن نام بیماری‌ها و اعضای بدن نیست. مهم‌ترین بخش این است که بتوانید در یک موقعیت واقعی ارتباط برقرار کنید.

شما باید بتوانید:

  • وقت پزشک بگیرید.
  • مشکل خود را توضیح دهید.
  • درباره درد و علائم صحبت کنید.
  • سابقه پزشکی و داروهای خود را بیان کنید.
  • اصطلاحات مربوط به تشخیص و درمان را بفهمید.
  • اگر چیزی را متوجه نشدید درخواست توضیح کنید.

اگر هدف شما زندگی، سفر یا مهاجرت به یک کشور انگلیسی زبان است، همین مجموعه از اصطلاحات کاربردی می‌تواند بخش زیادی از نیاز روزمره شما در محیط درمانی را پوشش دهد.

سوالات متداول درباره اصطلاحات پزشکی انگلیسی

مهم ترین اصطلاحات پزشکی انگلیسی برای مکالمه کدامند؟

اصطلاحاتی مثل Symptom، Diagnosis، Treatment، Medication، Prescription، Appointment، Allergy و Follow-up از رایج‌ترین کلمات در مکالمات پزشکی هستند.

درد شدید به انگلیسی چه می‌شود؟

برای درد شدید معمولا از عبارت:

Severe pain

استفاده می‌شود.

مثال:

I have severe pain in my stomach.

نسخه پزشک به انگلیسی چه می‌شود؟

نسخه پزشک:

Prescription

است.

مثال:

The doctor gave me a prescription.

وقت دکتر به انگلیسی چه می‌شود؟

برای وقت پزشک از:

Appointment

استفاده می‌کنیم.

مثال:

I have a doctor’s appointment tomorrow.

داروی بدون نسخه به انگلیسی چه می‌شود؟

داروی بدون نسخه:

Over-the-counter medication (OTC)

نام دارد.

تفاوت Symptom و Sign چیست؟

Symptom چیزی است که بیمار احساس می‌کند، مثل درد یا سرگیجه.
Sign چیزی است که پزشک مشاهده یا اندازه‌گیری می‌کند، مثل تب یا فشار خون بالا.

اگر حرف پزشک را متوجه نشدیم چه بگوییم؟

می‌توانید بگویید:

Could you explain that in simpler terms?

یا:

Could you say that again more slowly?

Prescription و Medication چه تفاوتی دارند؟

Prescription نسخه‌ای است که پزشک صادر می‌کند، اما Medication خود دارویی است که مصرف می‌شود.

آیا برای صحبت با پزشک باید اصطلاحات تخصصی پزشکی بلد باشیم؟

خیر. برای ارتباط موثر، توضیح واضح علائم و شرایط شما مهم‌تر از استفاده از کلمات تخصصی است. اصطلاحات تخصصی بیشتر برای فهمیدن گزارش‌ها و صحبت‌های پزشکی کاربرد دارند.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا