مقالاتمهارت‌های زبان

۵۰ تا از برکاربردترین اصطلاحات انگلیسی که باید بدانید

یادگیری زبان انگلیسی فقط به حفظ لغات و قوانین گرامری محدود نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین بخش‌های یادگیری زبان، آشنایی با اصطلاحات انگلیسی (Idioms) است. اصطلاحات در واقع جملات یا عباراتی هستند که معنای آن‌ها فراتر از معنای لغوی کلماتشان است. به همین دلیل یادگیری آن‌ها می‌تواند درک شنیداری و توانایی مکالمه شما را بسیار تقویت کند.

چه کنیم؟

اگر قصد دارید زبان انگلیسی را به صورت حرفه‌ای یاد بگیرید و مهم‌تر از آن مکالمه انگلیسی خود را تقویت کنید، باید با اصطلاحات انگلیسی روزمره‌ای که در مکالمات، فیلم‌ها و حتی کتاب‌ها به کار می‌رود، آشنا باشید. در این مقاله ۵۰ تا از پرکاربردترین اصطلاحات انگلیسی را معرفی می‌کنیم که دانستن آن‌ها برای هر زبان‌آموزی ضروری است.

چرا باید اصطلاحات انگلیسی یاد بگیریم؟

  • باعث می‌شوند مکالمه شما طبیعی‌تر و شبیه به یک فرد بومی شود.
  • درک فیلم‌ها، سریال‌ها و مکالمات واقعی را آسان‌تر می‌کنند.
  • قدرت بیان شما را بالا می‌برند و کمک می‌کنند روان‌تر صحبت کنید.
  • در آزمون‌های زبان مثل آیلتس و تافل امتیاز بیشتری به شما می‌دهند.

۵۰ اصطلاحات انگلیسی پرکاربرد

در ادامه، ۵۰ اصطلاح مهم انگلیسی همراه با معنی فارسی و مثال برایتان آورده شده است:

  1. Break the ice – یخ شکستن، شروع مکالمه در شرایط سخت
    • He told a joke to break the ice.
    • او یک جوک گفت تا یخ جمع را بشکند.
  2. Hit the sack – رفتن به رختخواب
    • I’m so tired, I’m going to hit the sack.
    • خیلی خسته‌ام، می‌خوام بخوابم.
  3. Piece of cake – کاری بسیار آسان
    • This exam was a piece of cake.
    • این امتحان خیلی راحت بود.
  4. Under the weather – احساس ناخوشی داشتن
    • She is feeling under the weather today.
    • او امروز حالش خوب نیست.
  5. Once in a blue moon – به‌ندرت، خیلی کم
    • We go out for dinner once in a blue moon.
    • ما خیلی به‌ندرت برای شام بیرون می‌رویم.
  6. A blessing in disguise – نعمتی در قالب بدشانسی
    • Losing that job was a blessing in disguise.
    • از دست دادن آن شغل در واقع نعمتی پنهان بود.
  7. Burn the midnight oil – تا دیروقت کار کردن یا درس خواندن
    • He burned the midnight oil to finish his project.
    • او تا نیمه‌شب کار کرد تا پروژه‌اش را تمام کند.
  8. Cost an arm and a leg – خیلی گران بودن
    • That car costs an arm and a leg.
    • آن ماشین خیلی گران است.
  9. Break a leg – موفق باشی (به‌عنوان آرزوی موفقیت)
    • Break a leg on your performance tonight!
    • امشب در اجرایت موفق باشی!
  10. The ball is in your court – تصمیم با تو است
    • I’ve done my part, now the ball is in your court.
    • من کار خودم را کردم، حالا تصمیم با تو است.
  11. Call it a day – کار را متوقف کردن
  12. Hit the books – سخت درس خواندن
  13. Let the cat out of the bag – راز را فاش کردن
  14. Sit tight – صبر کردن
  15. On thin ice – در وضعیت خطرناک بودن
  16. Out of the blue – ناگهانی
  17. Add fuel to the fire – آتش را شعله‌ورتر کردن
  18. Cut to the chase – رفتن سر اصل مطلب
  19. In hot water – گرفتار مشکل شدن
  20. Jump on the bandwagon – پیروی از مد یا جریان رایج
  21. Bite the bullet – انجام کاری سخت با شجاعت
  22. Get cold feet – جا زدن، ترسیدن
  23. Keep an eye on – مراقب بودن
  24. By the book – طبق قوانین عمل کردن
  25. On the same page – هم‌نظر بودن
  26. Pull someone’s leg – کسی را دست انداختن
  27. Kick the bucket – مردن (اصطلاح غیررسمی)
  28. Through thick and thin – در هر شرایطی
  29. Spill the beans – لو دادن راز
  30. Back to square one – بازگشت به نقطه شروع
  31. Against the clock – با عجله و کمبود وقت
  32. At the drop of a hat – بی‌درنگ، فوری
  33. Bend over backwards – تلاش زیاد برای کمک کردن
  34. Better late than never – دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن
  35. Caught red-handed – در حین ارتکاب عمل خلاف دستگیر شدن
  36. Cross your fingers – دعا کردن برای موفقیت
  37. Cry over spilled milk – غصه خوردن برای گذشته
  38. Devil’s advocate – مخالفت برای بحث
  39. Go the extra mile – تلاش بیشتر از حد معمول
  40. Hit the nail on the head – دقیقاً درست گفتن
  41. In the nick of time – درست به‌موقع
  42. Jump the gun – عجولانه عمل کردن
  43. Kill two birds with one stone – با یک تیر دو نشان زدن
  44. Leave no stone unturned – از هیچ تلاشی دریغ نکردن
  45. Out of the frying pan into the fire – از چاله به چاه افتادن
  46. Rome wasn’t built in a day – موفقیت زمان‌بر است
  47. Storm in a teacup – نگرانی بی‌مورد
  48. Take it with a grain of salt – خیلی جدی نگرفتن
  49. The tip of the iceberg – بخش کوچکی از مشکل بزرگ‌تر
  50. Time flies – زمان به سرعت می‌گذرد

جمع‌بندی

یادگیری این اصطلاحات انگلیسی به شما کمک می‌کند مکالمه‌های واقعی را بهتر درک کنید و خودتان هم روان‌تر و طبیعی‌تر صحبت کنید. پیشنهاد می‌کنیم این اصطلاحات را در مکالمات روزمره تمرین کنید تا ملکه ذهن‌تان شوند.

سوالات متداول درباره اصطلاحات انگلیسی

۱. آیا اصطلاحات انگلیسی در امتحان آیلتس مهم هستند؟
بله، استفاده از اصطلاحات در بخش اسپیکینگ آیلتس می‌تواند نمره شما را بالاتر ببرد.

۲. چطور می‌توان اصطلاحات انگلیسی را راحت‌تر حفظ کرد؟
بهترین روش، استفاده از آن‌ها در مکالمه روزمره و نوشتن مثال‌های شخصی است.

۳. آیا همه اصطلاحات انگلیسی در مکالمات روزمره استفاده می‌شوند؟
خیر، برخی اصطلاحات بیشتر در کتاب‌ها یا زبان رسمی به کار می‌روند. اما اصطلاحات معرفی‌شده در این مقاله عمدتاً رایج و روزمره هستند.

۴. یادگیری اصطلاحات انگلیسی چقدر زمان می‌برد؟
این موضوع بستگی به میزان تمرین شما دارد. اگر روزانه فقط ۵ دقیقه وقت بگذارید، در کمتر از یک ماه می‌توانید اکثر این اصطلاحات را به‌خاطر بسپارید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا