جملات و اصطلاحات مذاکره به انگلیسی | عبارتهای کاربردی برای موقعیتهای واقعی
- 1 مهم ترین جملات مذاکره به انگلیسی
- 2 جملات شروع مذاکره به انگلیسی
- 3 جملات انگلیسی برای بیان خواسته و موضع خود
- 4 جملات مذاکره برای پیشنهاد دادن
- 5 جملات انگلیسی برای مخالفت حرفهای در مذاکره
- 6 جملات مذاکره درباره قیمت و هزینه
- 7 جملات درخواست تغییر شرایط مذاکره
- 8 جملات انگلیسی برای مخالفت حرفهای در مذاکره
- 9 جملات مذاکره درباره قیمت و هزینه
- 10 جملات درخواست تغییر شرایط مذاکره
- 11 اصطلاحات رایج مذاکره به انگلیسی که معنی مستقیم ندارند
- 12 جملات پایان دادن و جمعبندی مذاکره
- 13 چطور جملات مذاکره به انگلیسی را بهتر یاد بگیریم؟
- 14 برای موقعیتهای واقعی تمرین کنید
- 15 جملههای پرکاربرد را اولویتبندی کنید
- 16 سخن آخر
- 17 سوالات متداول درباره جملات و اصطلاحات مذاکره به انگلیسی
مذاکره به انگلیسی فقط به معنی دانستن کلمه Negotiation نیست. در یک گفتگوی واقعی، باید بتوانید موضوع را شروع کنید، خواسته خود را بیان کنید، پیشنهاد بدهید، درباره شرایط صحبت کنید و در نهایت به یک نتیجه مشخص برسید.
یادگیری مذاکره به انگلیسی زمانی کاربردیتر میشود که همراه با جملههایی باشد که دقیقا در هر مرحله از گفتگو استفاده میشوند. بسیاری از زبانآموزان معنی کلمات را میدانند، اما هنگام مذاکره نمیدانند چگونه یک درخواست، مخالفت یا پیشنهاد را به شکل حرفهای بیان کنند.
در این مقاله مجموعهای از پرکاربردترین جملات و اصطلاحات مذاکره به انگلیسی را بررسی میکنیم؛ عبارتهایی که در مذاکره کاری، قرارداد، قیمت، همکاری با مشتری و گفتگوهای حرفهای استفاده میشوند.
مهم ترین جملات مذاکره به انگلیسی
اگر قرار است در یک جلسه یا تماس مذاکره شرکت کنید، این عبارتها جزو جملههایی هستند که بیشترین کاربرد را دارند:
جملات شروع مذاکره به انگلیسی
شروع مذاکره اهمیت زیادی دارد، چون لحن ادامه گفتگو را مشخص میکند. بهتر است به جای ورود مستقیم به اختلاف یا درخواست، ابتدا موضوع را روشن کنید و فضای مناسبی برای گفتگو ایجاد کنید.
Thanks for taking the time to meet with me
ممنون که برای ملاقات با من وقت گذاشتید.
این جمله برای شروع رسمی مذاکره با مشتری، شریک تجاری یا مدیر استفاده میشود.
مثال:
Thanks for taking the time to meet with me today. I’d like to discuss the details of our proposal.
ممنون که امروز برای ملاقات وقت گذاشتید. میخواهم درباره جزئیات پیشنهاد ما صحبت کنیم.
I’d like to discuss a few points regarding…
میخواهم درباره چند مورد مربوط به … صحبت کنم.
این عبارت زمانی کاربرد دارد که میخواهید موضوعات مشخصی را در مذاکره مطرح کنید.
مثال:
I’d like to discuss a few points regarding the contract terms.
میخواهم درباره چند مورد مربوط به شرایط قرارداد صحبت کنم.
I appreciate the offer
از پیشنهاد شما ممنونم.
وقتی طرف مقابل پیشنهادی ارائه کرده، بهتر است قبل از بیان نظر خود، ابتدا آن را تایید کنید.
مثال:
I appreciate the offer, but I’d like to discuss a few changes.
از پیشنهاد شما ممنونم، اما میخواهم درباره چند تغییر صحبت کنیم.
Shall we go over the details?
بیایید جزئیات را بررسی کنیم.
برای زمانی که میخواهید گفتگو را وارد مرحله بررسی کنید.
مثال:
Shall we go over the details before making a final decision?
قبل از تصمیم نهایی جزئیات را بررسی کنیم؟
جملات انگلیسی برای بیان خواسته و موضع خود
در مذاکره لازم نیست همیشه درخواست خود را کاملا مستقیم بیان کنید. استفاده از ساختارهای مناسب کمک میکند خواسته شما حرفهایتر منتقل شود.
What we had in mind was…
چیزی که مدنظر ما بود…
مثال:
What we had in mind was a six-month agreement.
چیزی که مدنظر ما بود یک قرارداد شش ماهه است.
Our main concern is…
نگرانی اصلی ما این است که…
مثال:
Our main concern is the delivery timeline.
نگرانی اصلی ما زمان تحویل است.
What we’re looking for is…
چیزی که ما به دنبال آن هستیم…
مثال:
What we’re looking for is a long-term partnership.
چیزی که ما به دنبال آن هستیم یک همکاری بلندمدت است.
Our preference would be…
ترجیح ما این است که…
مثال:
Our preference would be to start the project next month.
ترجیح ما این است که پروژه را ماه آینده شروع کنیم.
جملات مذاکره برای پیشنهاد دادن
در مذاکره، پیشنهاد دادن فقط به معنی اعلام یک عدد یا شرایط نیست. باید بتوانید پیشنهاد را طوری مطرح کنید که طرف مقابل امکان بررسی آن را داشته باشد.
We would like to propose…
مایلیم پیشنهاد دهیم…
مثال:
We would like to propose a different payment schedule.
مایلیم یک برنامه پرداخت متفاوت پیشنهاد دهیم.
Would you consider…?
آیا … را در نظر میگیرید؟
یکی از کاربردیترین ساختارها برای ارائه پیشنهاد جایگزین است.
مثال:
Would you consider extending the deadline by one week?
آیا امکان دارد تمدید زمان تحویل یک هفته را در نظر بگیرید؟
Another option would be…
گزینه دیگر میتواند این باشد که…
مثال:
Another option would be to reduce the project scope.
گزینه دیگر میتواند کاهش دامنه پروژه باشد.
If you can…, we can…
اگر شما …، ما میتوانیم …
این ساختار برای پیشنهادهای شرطی بسیار کاربردی است.
مثال:
If you can confirm the order this week, we can offer a better rate.
اگر بتوانید سفارش را این هفته تایید کنید، میتوانیم قیمت بهتری ارائه دهیم.
جملات انگلیسی برای مخالفت حرفهای در مذاکره
در مذاکره همیشه قرار نیست با پیشنهاد طرف مقابل موافق باشید. تفاوت یک مذاکرهکننده حرفهای این است که بتواند مخالفت خود را بدون ایجاد تنش بیان کند.
به جای رد کردن مستقیم یک پیشنهاد، بهتر است ابتدا دیدگاه طرف مقابل را نشان دهید و سپس محدودیت یا نظر خودتان را مطرح کنید.
I understand your point, but…
دیدگاه شما را متوجه هستم، اما…
این یکی از رایجترین ساختارها برای مخالفت محترمانه است.
مثال:
I understand your point, but we need to consider the additional costs.
دیدگاه شما را متوجه هستم، اما باید هزینههای اضافی را در نظر بگیریم.
I’m not sure that would work for us
مطمئن نیستم این شرایط برای ما مناسب باشد.
این جمله نسبت به گفتن:
That’s impossible.
حرفهایتر است.
مثال:
I’m not sure that would work for us, but we could discuss another option.
مطمئن نیستم این شرایط برای ما مناسب باشد، اما میتوانیم گزینه دیگری را بررسی کنیم.
Unfortunately, we wouldn’t be able to agree to those terms
متاسفانه نمیتوانیم با این شرایط موافقت کنیم.
برای زمانی که یک پیشنهاد با محدودیتهای شما هماهنگ نیست.
مثال:
Unfortunately, we wouldn’t be able to agree to those terms without some changes.
متاسفانه بدون ایجاد برخی تغییرات نمیتوانیم با این شرایط موافقت کنیم.
Could we look at this from another angle?
میتوانیم از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم؟
این جمله به جای رد کردن کامل پیشنهاد، مسیر گفتگو را باز نگه میدارد.
مثال:
Could we look at this from another angle and discuss the timeline instead?
میتوانیم از زاویه دیگری به موضوع نگاه کنیم و درباره زمانبندی صحبت کنیم؟
جملات مذاکره درباره قیمت و هزینه
قیمت یکی از رایجترین موضوعات در مذاکره است. در این شرایط بهتر است به جای گفتن مستقیم «قیمت زیاد است»، دلیل یا محدوده موردنظر خود را مطرح کنید.
The price is slightly higher than we expected
قیمت کمی بالاتر از چیزی است که انتظار داشتیم.
این جمله نسبت به:
Your price is too high
لحن حرفهایتری دارد.
مثال:
The price is slightly higher than we expected. Is there any flexibility?
قیمت کمی بالاتر از چیزی است که انتظار داشتیم. آیا امکان انعطاف وجود دارد؟
Is there any flexibility on the price?
آیا در قیمت امکان انعطاف وجود دارد؟
یکی از طبیعیترین روشها برای پرسیدن درباره تخفیف یا تغییر قیمت.
Could you offer a better rate?
آیا میتوانید قیمت بهتری ارائه دهید؟
مثال:
If we increase the order quantity, could you offer a better rate?
اگر تعداد سفارش را افزایش دهیم، میتوانید قیمت بهتری ارائه دهید؟
What’s the best you could do?
بهترین پیشنهادی که میتوانید ارائه دهید چیست؟
این جمله در مذاکره قیمت زیاد استفاده میشود.
مثال:
We like your proposal. What’s the best you could do on the price?
پیشنهاد شما را دوست داریم. بهترین قیمتی که میتوانید ارائه دهید چیست؟
Our budget is limited
بودجه ما محدود است.
مثال:
Our budget is limited, but we are interested in working together.
بودجه ما محدود است، اما علاقهمند به همکاری هستیم.
جملات درخواست تغییر شرایط مذاکره
گاهی مشکل فقط قیمت نیست؛ ممکن است زمان، حجم کار، شرایط پرداخت یا تعهدات طرفین نیاز به تغییر داشته باشد.
Would it be possible to change…?
آیا امکان تغییر … وجود دارد؟
مثال:
Would it be possible to change the delivery date?
آیا امکان تغییر تاریخ تحویل وجود دارد؟
Could we adjust the terms?
میتوانیم شرایط را تغییر دهیم؟
مثال:
Could we adjust the payment terms to make this work for both sides?
میتوانیم شرایط پرداخت را تغییر دهیم تا برای هر دو طرف مناسب باشد؟
We may need to reconsider this option
ممکن است لازم باشد این گزینه را دوباره بررسی کنیم.
مثال:
We may need to reconsider this option based on the current timeline.
با توجه به زمانبندی فعلی، ممکن است لازم باشد این گزینه را دوباره بررسی کنیم.
Another possibility would be…
یک امکان دیگر این است که…
مثال:
Another possibility would be starting with a smaller project.
یک امکان دیگر این است که با یک پروژه کوچکتر شروع کنیم.
جملات انگلیسی برای مخالفت حرفهای در مذاکره
در مذاکره همیشه قرار نیست با پیشنهاد طرف مقابل موافق باشید. تفاوت یک مذاکرهکننده حرفهای این است که بتواند مخالفت خود را بدون ایجاد تنش بیان کند.
به جای رد کردن مستقیم یک پیشنهاد، بهتر است ابتدا دیدگاه طرف مقابل را نشان دهید و سپس محدودیت یا نظر خودتان را مطرح کنید.
I understand your point, but…
دیدگاه شما را متوجه هستم، اما…
این یکی از رایجترین ساختارها برای مخالفت محترمانه است.
مثال:
I understand your point, but we need to consider the additional costs.
دیدگاه شما را متوجه هستم، اما باید هزینههای اضافی را در نظر بگیریم.
I’m not sure that would work for us
مطمئن نیستم این شرایط برای ما مناسب باشد.
این جمله نسبت به گفتن:
That’s impossible.
حرفهایتر است.
مثال:
I’m not sure that would work for us, but we could discuss another option.
مطمئن نیستم این شرایط برای ما مناسب باشد، اما میتوانیم گزینه دیگری را بررسی کنیم.
Unfortunately, we wouldn’t be able to agree to those terms
متاسفانه نمیتوانیم با این شرایط موافقت کنیم.
برای زمانی که یک پیشنهاد با محدودیتهای شما هماهنگ نیست.
مثال:
Unfortunately, we wouldn’t be able to agree to those terms without some changes.
متاسفانه بدون ایجاد برخی تغییرات نمیتوانیم با این شرایط موافقت کنیم.
Could we look at this from another angle?
میتوانیم از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم؟
این جمله به جای رد کردن کامل پیشنهاد، مسیر گفتگو را باز نگه میدارد.
مثال:
Could we look at this from another angle and discuss the timeline instead?
میتوانیم از زاویه دیگری به موضوع نگاه کنیم و درباره زمانبندی صحبت کنیم؟
جملات مذاکره درباره قیمت و هزینه
قیمت یکی از رایجترین موضوعات در مذاکره است. در این شرایط بهتر است به جای گفتن مستقیم «قیمت زیاد است»، دلیل یا محدوده موردنظر خود را مطرح کنید.
The price is slightly higher than we expected
قیمت کمی بالاتر از چیزی است که انتظار داشتیم.
این جمله نسبت به:
Your price is too high
لحن حرفهایتری دارد.
مثال:
The price is slightly higher than we expected. Is there any flexibility?
قیمت کمی بالاتر از چیزی است که انتظار داشتیم. آیا امکان انعطاف وجود دارد؟
Is there any flexibility on the price?
آیا در قیمت امکان انعطاف وجود دارد؟
یکی از طبیعیترین روشها برای پرسیدن درباره تخفیف یا تغییر قیمت.
Could you offer a better rate?
آیا میتوانید قیمت بهتری ارائه دهید؟
مثال:
If we increase the order quantity, could you offer a better rate?
اگر تعداد سفارش را افزایش دهیم، میتوانید قیمت بهتری ارائه دهید؟
What’s the best you could do?
بهترین پیشنهادی که میتوانید ارائه دهید چیست؟
این جمله در مذاکره قیمت زیاد استفاده میشود.
مثال:
We like your proposal. What’s the best you could do on the price?
پیشنهاد شما را دوست داریم. بهترین قیمتی که میتوانید ارائه دهید چیست؟
Our budget is limited
بودجه ما محدود است.
مثال:
Our budget is limited, but we are interested in working together.
بودجه ما محدود است، اما علاقهمند به همکاری هستیم.
جملات درخواست تغییر شرایط مذاکره
گاهی مشکل فقط قیمت نیست؛ ممکن است زمان، حجم کار، شرایط پرداخت یا تعهدات طرفین نیاز به تغییر داشته باشد.
Would it be possible to change…?
آیا امکان تغییر … وجود دارد؟
مثال:
Would it be possible to change the delivery date?
آیا امکان تغییر تاریخ تحویل وجود دارد؟
Could we adjust the terms?
میتوانیم شرایط را تغییر دهیم؟
مثال:
Could we adjust the payment terms to make this work for both sides?
میتوانیم شرایط پرداخت را تغییر دهیم تا برای هر دو طرف مناسب باشد؟
We may need to reconsider this option
ممکن است لازم باشد این گزینه را دوباره بررسی کنیم.
مثال:
We may need to reconsider this option based on the current timeline.
با توجه به زمانبندی فعلی، ممکن است لازم باشد این گزینه را دوباره بررسی کنیم.
Another possibility would be…
یک امکان دیگر این است که…
مثال:
Another possibility would be starting with a smaller project.
یک امکان دیگر این است که با یک پروژه کوچکتر شروع کنیم.
ادامه مقاله شامل:
- اصطلاحات رایج مذاکره که معنی مستقیم ندارند
- پاسخ به جملههای طرف مقابل
- جملات پایان و جمعبندی مذاکره
- نمونه مکالمه کامل مذاکره به انگلیسی
- FAQ
در بخش بعدی ارسال میکنم.
اصطلاحات رایج مذاکره به انگلیسی که معنی مستقیم ندارند
بعضی عبارتهایی که در مذاکرههای واقعی استفاده میشوند، اگر کلمه به کلمه ترجمه شوند معنی اصلی را منتقل نمیکنند. شناخت این اصطلاحات کمک میکند هم صحبت طرف مقابل را بهتر متوجه شوید و هم طبیعیتر پاسخ دهید.
Find common ground
پیدا کردن نقطه مشترک
این اصطلاح زمانی استفاده میشود که دو طرف دنبال بخشی هستند که بتوانند روی آن توافق کنند.
مثال:
Let’s find some common ground and move forward.
بیایید یک نقطه مشترک پیدا کنیم و به جلو برویم.
Meet halfway
به یک نقطه میانی رسیدن / هر دو طرف کمی کوتاه آمدن
وقتی هر دو طرف بخشی از خواسته خود را تغییر میدهند تا به توافق برسند.
مثال:
I think we can meet halfway on the delivery date.
فکر میکنم میتوانیم درباره تاریخ تحویل به یک نقطه میانی برسیم.
Make a concession
امتیاز دادن
یعنی یک طرف برای نزدیک شدن به توافق، بخشی از خواسته خود را تغییر دهد.
مثال:
We can make a small concession on the price.
میتوانیم درباره قیمت یک امتیاز کوچک بدهیم.
Reach an agreement
به توافق رسیدن
یکی از رایجترین اصطلاحات در پایان مذاکره.
مثال:
I’m glad we were able to reach an agreement.
خوشحالم که توانستیم به توافق برسیم.
Move forward
ادامه دادن و وارد مرحله بعد شدن
مثال:
If we agree on these terms, we can move forward.
اگر روی این شرایط توافق کنیم، میتوانیم ادامه دهیم.
Back and forth
رفت و برگشت در گفتگو یا مذاکره
وقتی دو طرف چند بار پیشنهادها را بررسی و تغییر میدهند.
مثال:
After some back and forth, we agreed on the final terms.
بعد از چند رفت و برگشت، روی شرایط نهایی توافق کردیم.
Draw the line
خط قرمز مشخص کردن
وقتی میخواهید نشان دهید یک موضوع دیگر قابل تغییر نیست.
مثال:
We need to draw the line on additional costs.
باید درباره هزینههای اضافی یک حد مشخص تعیین کنیم.
اگر طرف مقابل این جملهها را گفت، چه جوابی بدهیم؟
در مذاکره فقط دانستن جملههای خودتان کافی نیست. باید بتوانید پاسخ مناسبی به صحبتهای طرف مقابل بدهید.
That’s our final offer
این آخرین پیشنهاد ماست.
پاسخ:
I understand. I’d like some time to review it before making a final decision.
متوجه هستم. قبل از تصمیم نهایی کمی زمان برای بررسی آن میخواهم.
We can’t reduce the price
ما نمیتوانیم قیمت را کاهش دهیم.
پاسخ:
I understand. Could we discuss adjusting the scope instead?
متوجه هستم. میتوانیم به جای آن درباره تغییر دامنه کار صحبت کنیم؟
This is the best we can do
این بهترین پیشنهادی است که میتوانیم ارائه دهیم.
پاسخ:
I appreciate that. Is there any flexibility on the payment terms?
ممنونم. آیا در شرایط پرداخت امکان انعطاف وجود دارد؟
We need an answer today
ما امروز به پاسخ نیاز داریم.
پاسخ:
I understand the urgency, but I’d need a little more time to make a proper decision.
فوریت موضوع را درک میکنم، اما برای تصمیم درست به کمی زمان بیشتر نیاز دارم.
Your offer is too high
پیشنهاد شما خیلی بالاست.
پاسخ:
I understand your concern. Could you share your target budget with me?
نگرانی شما را درک میکنم. میتوانید بودجه مدنظر خود را با من در میان بگذارید؟
جملات پایان دادن و جمعبندی مذاکره
پایان مذاکره به اندازه شروع آن اهمیت دارد. حتی بعد از توافق، باید مطمئن شوید هر دو طرف برداشت یکسانی از نتیجه گفتگو دارند.
Just to recap, we’ve agreed that…
برای جمعبندی، توافق کردیم که…
مثال:
Just to recap, we’ve agreed that the project will start next Monday.
برای جمعبندی، توافق کردیم که پروژه دوشنبه آینده شروع شود.
I think we have a deal
فکر میکنم به توافق رسیدیم.
مثال:
Great, I think we have a deal.
عالی است، فکر میکنم به توافق رسیدیم.
Let’s put that in writing
بیایید آن را مکتوب کنیم.
برای زمانی که میخواهید توافق شفاهی را رسمیتر کنید.
مثال:
Let’s put that in writing so both sides have a clear understanding.
بیایید آن را مکتوب کنیم تا هر دو طرف برداشت روشنی داشته باشند.
I’ll send over the revised agreement
نسخه اصلاح شده توافق را ارسال میکنم.
مثال:
I’ll send over the revised agreement this afternoon.
نسخه اصلاح شده توافق را امروز بعدازظهر ارسال میکنم.
We appreciate your time and consideration
از وقت و توجه شما ممنونیم.
برای پایان حرفهای یک مذاکره یا جلسه استفاده میشود.
چطور جملات مذاکره به انگلیسی را بهتر یاد بگیریم؟
حفظ کردن تعداد زیادی جمله بدون اینکه بدانید در چه موقعیتی باید از آنها استفاده کنید، معمولا نتیجه خوبی ندارد. در مذاکره، مهم است که علاوه بر معنی هر عبارت، کاربرد آن را هم یاد بگیرید تا بتوانید در زمان مناسب از آن استفاده کنید.
برای تقویت این مهارت، استفاده از منابع آموزشی معتبر درباره مهارتهای مذاکره به انگلیسی میتواند کمک کند تا علاوه بر عبارتها، با نحوه استفاده از آنها در موقعیتهای واقعی هم آشنا شوید.
جملات را بر اساس موقعیت یاد بگیرید
به جای اینکه یک لیست طولانی از عبارتها را حفظ کنید، آنها را بر اساس مرحله و موقعیت مذاکره دستهبندی کنید.
مثلا:
- جملات شروع مذاکره
- عبارتهای بیان خواسته و پیشنهاد
- جملات مخالفت حرفهای
- اصطلاحات مربوط به قیمت و شرایط
- جملههای پایان و جمعبندی مذاکره
وقتی هر جمله را همراه با موقعیت واقعی یاد بگیرید، هنگام صحبت کردن راحتتر به یاد میآورید که کدام عبارت مناسبتر است.
جمله کامل یاد بگیرید، نه فقط معنی کلمات
یکی از اشتباهات رایج این است که فقط معنی یک عبارت را حفظ کنیم.
مثلا:
Counteroffer = پیشنهاد متقابل
اما بهتر است آن را در جمله یاد بگیرید:
We would like to make a counteroffer based on the new terms.
ما میخواهیم بر اساس شرایط جدید یک پیشنهاد متقابل ارائه دهیم.
این روش باعث میشود هنگام مذاکره بتوانید عبارت را طبیعیتر استفاده کنید.
روی تفاوت جمله مستقیم و حرفهای تمرکز کنید
در مذاکره، نحوه بیان درخواست یا مخالفت اهمیت زیادی دارد.
مثلا:
Your price is too high.
قیمت شما خیلی بالاست.
این جمله ممکن است حالت منفی ایجاد کند.
The price is slightly higher than we expected.
قیمت کمی بالاتر از چیزی است که انتظار داشتیم.
همان مفهوم را منتقل میکند، اما لحن حرفهایتری دارد.
برای موقعیتهای واقعی تمرین کنید
به جای حفظ کردن جملهها، برای خودتان سناریو بسازید.
مثلا:
موقعیت: میخواهید از یک مشتری بخواهید زمان تحویل پروژه تغییر کند.
جمله مناسب:
Would it be possible to extend the deadline?
آیا امکان تمدید زمان تحویل وجود دارد؟
با تمرین سناریوهای واقعی، جملهها سریعتر وارد مکالمه شما میشوند.
جملههای پرکاربرد را اولویتبندی کنید
لازم نیست از ابتدا صدها عبارت را یاد بگیرید. ابتدا روی جملههایی تمرکز کنید که در بیشتر مذاکرات استفاده میشوند:
- I understand your point, but…
- Would you consider…?
- Could we discuss another option?
- Is there any flexibility on the price?
- Let’s find a solution that works for both sides.
این عبارتها در موقعیتهای مختلف قابل استفاده هستند و پایه خوبی برای شروع مذاکره به انگلیسی ایجاد میکنند.
سخن آخر
در یک مذاکره انگلیسی موفق، داشتن دایره لغات زیاد کافی نیست. چیزی که اهمیت دارد این است که بدانید در هر مرحله از گفتگو چه جملهای مناسب است.
عبارتهایی مثل:
- I’d like to discuss…
- Would you consider…?
- I understand your point, but…
- Is there any flexibility on the price?
- Let’s find a solution that works for both sides.
کمک میکنند خواسته خود را واضحتر بیان کنید، مخالفت خود را حرفهای مطرح کنید و گفتگو را به سمت توافق هدایت کنید.
یادگیری این جملهها زمانی ارزشمندتر میشود که آنها را در موقعیتهای واقعی تمرین کنید، نه اینکه فقط معنی فارسی آنها را حفظ کنید.
سوالات متداول درباره جملات و اصطلاحات مذاکره به انگلیسی
بهترین جمله برای شروع مذاکره به انگلیسی چیست؟
یکی از جملههای رایج:
Thanks for taking the time to meet with me.
است که برای شروع یک گفتگوی حرفهای استفاده میشود.
چگونه در مذاکره انگلیسی مخالفت کنیم؟
به جای رد مستقیم، بهتر است از عبارتهایی مثل:
I understand your point, but…
یا:
I’m not sure that would work for us.
استفاده کنید.
برای درخواست تخفیف در مذاکره انگلیسی چه بگوییم؟
میتوانید بگویید:
Is there any flexibility on the price?
یا:
Could you offer a better rate?
Counteroffer در مذاکره یعنی چه؟
Counteroffer یعنی پیشنهاد متقابلی که در پاسخ به پیشنهاد طرف مقابل ارائه میشود.
چگونه مذاکره را به پایان برسانیم؟
برای جمعبندی میتوانید بگویید:
Just to recap, we’ve agreed that…
یعنی:
«برای جمعبندی، توافق کردیم که…»






