چگونه دو زبان را قاطی نکنیم؟ راهکارهای عملی برای جدا نگه داشتن زبانها
اگر وسط صحبت کردن انگلیسی ناگهان یک کلمه آلمانی به ذهنتان میرسد یا موقع ساختن جمله، گرامر یک زبان را وارد زبان دیگر میکنید، لزوما به این معنی نیست که یادگیری دو زبان برای شما اشتباه بوده است.
در یادگیری دو زبان همزمان ممکن است هر دو زبان گاهی در ذهن شما فعال شوند؛ چیزی که باید کنترل شود، اشتباهات تکراری و ناخواستهای است که اجازه نمیدهند در هر زبان مستقل فکر کنید و صحبت کنید.
برای کمتر شدن این مشکل، مهمترین کار این است که زمان، منابع، فضای تمرین و مخصوصا Speaking دو زبان را تا حد ممکن از هم جدا کنید و به جای حفظ کردن ترجمههای مشابه، هر زبان را در موقعیت خودش یاد بگیرید.
آیا قاطی شدن دو زبان طبیعی است؟
تا حدی بله.
وقتی چند زبان میدانید، قرار نیست یکی از آنها هر بار کاملا خاموش شود. بررسیهای علمی درباره تاثیر متقابل زبانها در افراد دوزبانه نشان میدهد فعال شدن واژههای یک زبان میتواند روی دسترسی به واژههای زبان دیگر تاثیر بگذارد؛ این تاثیر گاهی کمککننده و گاهی باعث تداخل میشود.
پس اگر گاهی کلمه زبان دیگر زودتر به ذهنتان میرسد، نباید نتیجه بگیرید که دو زبان در ذهن شما «خراب» شدهاند.
مشکل زمانی اهمیت پیدا میکند که یک اشتباه مشخص مدام تکرار شود و در مکالمه یا نوشتن نتوانید زبان موردنظر را حفظ کنید.
راهکارهای جلوگیری از تداخل و قاطی شدن زبانها
برای کمتر شدن این خطا درزبانها، اول باید مشخص کنید مشکل بیشتر در بخش واژگان، گرامر یا تلفظ اتفاق میافتد و بعد روش مطالعه هر زبان را کمی از دیگری جدا کنید. راهکارهای زیر دقیقا بر اساس همین تفاوتها هستند.
اول مشخص کنید دقیقا چه چیزی را قاطی میکنید؛همه تداخلها یکسان نیستند و راهحلشان هم یکی نیست.
- واژگان دو زبان را اشتباه میکنید
مثلا هنگام صحبت به انگلیسی، معادل آلمانی یا فرانسوی یک واژه زودتر به ذهنتان میرسد.
در این حالت بهتر است واژهها را فقط به شکل «کلمه = ترجمه» یاد نگیرید. برای هر واژه یک جمله، موقعیت یا تصویر مخصوص همان زبان داشته باشید.
هرچه واژه بیشتر به یک Context مشخص متصل شود، بازیابی آن در همان زبان سادهتر میشود.
- گرامر یک زبان وارد زبان دیگر میشود
گاهی مشکل کلمه نیست؛ ترتیب جمله یا ساختار دستوری زبان دیگر وارد مکالمه میشود.
در این شرایط لازم نیست کل گرامر دو زبان را با هم مقایسه کنید. فقط ساختاری را که مرتب اشتباه میکنید کنار هم بنویسید و برای هرکدام چند مثال مستقل بسازید.
هدف این است که تفاوت همان نقطه مشکلدار برایتان واضح شود.
- تلفظ دو زبان روی هم تاثیر گذاشته است
اگر بعد از تمرین یک زبان، آهنگ یا تلفظ آن را وارد زبان دیگر میکنید، بخش شنیداری و گفتاری دو زبان را بیشتر از هم جدا کنید.
مثلا Listening و Shadowing آلمانی را بلافاصله قبل از Speaking انگلیسی انجام ندهید. چند دقیقه فاصله و شنیدن صدای همان زبانی که قرار است صحبت کنید میتواند تغییر فضا را راحتتر کند.
- برای هر زبان یک فضای مشخص بسازید
یکی از سادهترین کارهایی که در عمل جواب میدهد این است که هر زبان نشانههای مخصوص خودش را داشته باشد.
همین تفاوتهای کوچک کافی است:
- دفتر یا فایل جدا
- پلیلیست و پادکست جدا
- فلشکارت جدا
- مدرس یا پارتنر متفاوت
- ساعت یا روز مشخص برای هر زبان
اگر انگلیسی را صبح با پادکست و آلمانی را عصر با کتاب تمرین کنید، Context دو زبان واضحتر از حالتی است که هر پنج دقیقه بین دو اپلیکیشن جابهجا شوید.
پژوهشهای مربوط به پردازش دوزبانه نیز نشان دادهاند تغییر سریع بین زبانها میتواند هزینه پردازشی داشته باشد و دسترسی به واژگان در موقعیتهای Mixed-language دشوارتر از شرایط تکزبانه باشد.
تمرینهای مشابه را پشت سر هم انجام ندهید
اگر دو زبان را در یک روز میخوانید، بهتر است مثلا ۳۰ دقیقه گرامر اسپانیایی را بلافاصله با ۳۰ دقیقه گرامر ایتالیایی ادامه ندهید؛ مخصوصا وقتی هر دو در سطح ابتدایی هستند.
میتوانید نوع تمرین را هم متفاوت کنید:
صبح: Vocabulary و Reading انگلیسی
عصر: Listening و Speaking آلمانی
این جداسازی کمک میکند هر جلسه هویت مشخصتری داشته باشد.
- قبل از مکالمه، چند دقیقه با همان زبان گرم کنید
یکی از زمانهایی که قاطی شدن و تداخل دو زبان بیشتر احساس میشود، لحظه تغییر از یک زبان به زبان دیگر است.
اگر قرار است بعد از یک ساعت انگلیسی، فرانسوی صحبت کنید، مستقیم وارد مکالمه نشوید.
چند دقیقه:
- یک فایل صوتی فرانسوی گوش کنید.
- چند جمله ساده فرانسوی با صدای بلند بگویید.
- اتفاقات همان روز را در ذهن به فرانسوی تعریف کنید.
هدف این Warm-up یادگیری مطلب جدید نیست؛ فقط میخواهید قبل از Speaking، زبان موردنظر را فعالتر کنید.
- برای زبانهای مشابه، تفاوتها را واضحتر کنید
اگر دو زبان نزدیک مثل اسپانیایی و ایتالیایی یا زبانهای دیگری با واژگان و ساختارهای مشابه میخوانید، ممکن است اشتباه گرفتن واژهها بیشتر احساس شود.
در این حالت یک صفحه مخصوص تفاوتها داشته باشید.
مثلا اگر دو واژه شبیهاند اما معنی یا کاربرد متفاوتی دارند، آنها را کنار هم با مثال ثبت کنید. همین کار را برای ساختارهای گرامری که دائما اشتباه میشوند انجام دهید.
اما همه چیز را با هم مقایسه نکنید؛ مقایسه بیش از حد خودش میتواند ذهن را بیشتر درگیر شباهتها کند.
چه زمانی بهتر است یکی از زبانها را سبکتر کنید؟
اگر با وجود جدا کردن منابع و تمرینها همچنان نمیتوانید مباحث پایه دو زبان را از هم نگه دارید، ممکن است مشکل اصلی روش مطالعه نباشد و فقط خیلی زود زبان دوم را اضافه کرده باشید.
بهخصوص زمانی که در هر دو زبان کاملا مبتدی هستند یا برای یکی از آنها آزمون و هدف مهمی دارید، سبکتر کردن موقت زبان دوم میتواند منطقی باشد.
سخن آخر
برای اینکه دو زبان را قاطی نکنید، لازم نیست بین آنها دیوار ذهنی بسازید یا نگران هر کلمه اشتباهی باشید.
سه کار بیشترین اهمیت را دارند:
هر زبان Context مخصوص خودش را داشته باشد.
تمرینهای مشابه دو زبان را پشت سر هم انجام ندهید.
قبل از Speaking چند دقیقه خودتان را وارد همان زبان کنید.
اگر اشتباه مشخصی مرتب تکرار میشود، به جای بیشتر درس خواندن، همان نوع تداخل را پیدا کنید و مستقیم روی آن کار کنید.
سوالات متداول تداخل دو زبان
آیا قاطی کردن دو زبان یعنی روش یادگیری من اشتباه است؟
نه لزوما. تاثیر زبانها روی یکدیگر در افراد چندزبانه طبیعی است. مسئله زمانی مهم میشود که اشتباههای ناخواسته مرتب تکرار شوند و استفاده مستقل از هر زبان را سخت کنند.
آیا بهتر است دو زبان را در روزهای جدا بخوانیم؟
الزامی نیست. میتوانید هر دو را در یک روز تمرین کنید، اما داشتن فاصله زمانی و Context متفاوت برای هر زبان میتواند جابهجایی را سادهتر کند.
آیا دو زبان مشابه بیشتر با هم قاطی میشوند؟
شباهت واژگان و ساختارها میتواند در بعضی موقعیتها رقابت بین دو زبان را بیشتر کند، اما میزان مهارت، نحوه استفاده و Context هم تاثیر دارند؛ بنابراین فقط شباهت زبانها تعیینکننده نیست.
اگر وسط مکالمه کلمه زبان دیگر به ذهنم آمد چه کار کنم؟
اگر گهگاهی اتفاق میافتد، طبیعی است. اگر یک گروه مشخص از کلمات دائما جابهجا میشوند، آنها را در جمله و موقعیت واقعی همان زبان دوباره تمرین کنید، نه فقط به شکل ترجمه.






